نمایش پستها با برچسب بید کور زن خفته. نمایش همه پستها
نمایش پستها با برچسب بید کور زن خفته. نمایش همه پستها
۱۳۹۷ آبان ۲۰, یکشنبه
۱۳۹۷ مهر ۲۹, یکشنبه
#کتاب_نوشته: بید کور، زن خفته، #هاروکی_موراکامی
مرگ همین است. یک خرگوش، یک خرگوش است؛ چه از کلاه بیرون بیاید، یا از یک مزرعه گندم. یک فر داغ، یک فر داغ است و دود سیاهی که از شومینه بیرون میآید، همانی است که هست، دود سیاهی که از شومینه بیرون میآید.
بید کور، زن خفته: فاجعهی معدن نیویورک، هاروکی موراکامی
Blind Willow, Sleeping Woman, Haruki Murakami
۱۳۹۷ اردیبهشت ۹, یکشنبه
۱۳۹۶ اسفند ۲۶, شنبه
#کتاب_نوشته: بید کور، زن خفته، #هاروکی_موراکامی
یک شاعر ممکن است در بیستویکسالگی بمیرد، یک انقلابی یا یک ستاره راک در بیستوچهارسالگی. اما پسازاین سن فرض میکنی قرار است همهچیز مرتب باشد. تو از پیچ مردگان گذشتهای، از تونل بیرون آمدهای و مستقیم به سمت سرنوشت میتازی. تو دیگر شاعر یا انقلابی یا یک ستاره راک نیستی. مست و مدهوش در دکه تلفن از دنیا نمیروی یا ساعت چهار صبح درها را منفجر نمیکنی.
بید کور، زن خفته: فاجعهی معدن نیویورک، هاروکی موراکامی
Blind Willow, Sleeping Woman, Haruki Murakami: New York Mining Disaster
۱۳۹۶ بهمن ۲۱, شنبه
#کتاب_نوشته: بید کور، زن خفته، #هاروکی_موراکامی
* زمان در مسیر خود همهکس را بهطور
برابر سرنگون میکند، درست مانند سوارکاری که آنقدر اسب پیرش را تازیانه میزند
تا در جاده تلف شود. اما تازیانههایی که ما دریافت میکنیم، درعینحالی که نرم
هستند، ترسناک نیز میباشند، عدهای اندکی از ما حتی متوجه آن میشویم. (بید کور، زن خفته: داستان یک عمه
بینوا)
* اگر همه ما درجهیک ساختهشده
بودیم، دنیا میتوانست چه مکان خستهکننده و کسالت باری باشد! (بید کور، زن خفته: گربههای
آدمخوار)
بید کور، زن خفته، هاروکی
موراکامی
Blind Willow, Sleeping Woman, Haruki Murakami
۱۳۹۶ بهمن ۱۱, چهارشنبه
#کتاب_نوشته: بید کور، زن خفته، #هاروکی_موراکامی
* نمیدانستم زمان مناسب برای رفتن رسیده است یا نه! به نظر میرسد تمام زندگی من حول همین مسئله میچرخد که تلاش کنم تا متوجه زمان مناسب برای پایان یافتن یک مکالمه بشوم.
بید کور، زن خفته: چاقوی شکاری
* ترسناکترین
چیزی که در جهان وجود دارد، خود ما هستیم.
بید کور، زن
خفته: آیینه
* خواندن با
صدای بلند متفاوت از دنبال کردن جملات با چشمان است. چیزی کاملاً غیرمنتظره در ذهن
میتراود، نوعی طنین غیرقابلتوصیف که من نمیتوانم در برابرش مقاومت کنم.
بید کور، زن خفته: گربههای آدمخوار
بید کور، زن خفته، هاروکی موراکامی
Blind Willow, Sleeping Woman, Haruki Murakami
۱۳۹۶ بهمن ۷, شنبه
#کتاب_نوشته: بید کور، زن خفته، #هاروکی_موراکامی

آنقدرها هم خوشقیافه نبود،
هرچند ممکن بود ازنظر برخی جذاب باشد اما چیزی در او وجود داشت که مستقیماً به درونت نفوذ میکرد، مخصوصاً
چشمهایش و آن نگاه ساکت و شفاف که مانند قندیلهای یخ در یک صبح زمستانی
میدرخشیدند، تنها تلألوئی از زندگی.
بید کور، زن خفته: مرد یخی، هاروکی
موراکامی
Blind Willow, Sleeping Woman, Haruki Murakami
۱۳۹۶ دی ۲۲, جمعه
۱۳۹۶ آذر ۲۰, دوشنبه
۱۳۹۶ مهر ۲۲, شنبه
۱۳۹۶ شهریور ۷, سهشنبه
#کتاب_نوشته: بید کور، زن خفته، #هاروکی_موراکامی
افرادی هستند که نامشان زمانی که میمیرند از خاطر محو میشود، مشکلی درباره آنها وجود نداد و ما در مرگشان سوگواری میکنیم: رودخانهای خشک شد و ماهیای مرد. بعد از آنها افرادی هستند که درست مانند تلویزیونهای قدیمی خطهای لرزان سفیدرنگی روی صفحه نشان میدهند تا وقتیکه یک روز کاملاً میسوزند، آنها نیز خیلی بد نیستند: مثل ردپاهای یک فیل که راهش را گمکرده باشد. و نهایتاً افرادی هستند که نام آنها حتی قبل از اینکه بمیرند، فراموش میشود...
بید کور، زن خفته: داستان یک عمه بینوا، هاروکی موراکامی
Blind Willow, Sleeping Woman, Haruki Murakami
۱۳۹۶ تیر ۳, شنبه
#کتاب_نوشته: بید کور، زن خفته، #هاروکی_موراکامی
اما این نامهای گمشده کجا میروند؟ احتمال آنکه در هزارتوی شهر باقی بمانند بسیار ضعیف است. بعضی از آنها توسط کامیونهای بزرگ در جاده له میشوند، بعضی نیز فقط به خاطر کمبود جا در جوی کنار خیابان گم میشوند، برخی در اتوبوس و بعضی در عمق رودخانه غرق میشوند، با غروری که مانند وزنه آنها را به پایین میکشد. و در هر حال برخی آز آنها حتماً نجاتیافته و راهشان را به سمت شهر نامهای گمشده پیدا میکنند.
بید کور، زن خفته: داستان یک عمه بینوا، هاروکی موراکامی
Blind Willow, Sleeping Woman, Haruki Murakami
۱۳۹۶ خرداد ۲, سهشنبه
۱۳۹۶ اردیبهشت ۲۴, یکشنبه
#کتاب_نوشته: بید کور، زن خفته، #هاروکی_موراکامی
ترس همیشه آنجا است و به شکلها و در زمانهای متفاوتی سراغ ما میآید و غافلگیرمان میکند، اما ترسناکترین کاری که ممکن است چنین مواقعی انجام بدهیم، این است که چشمانمان را ببندیم و به آن پشت کنیم، چون در چنین مواقعی با ارزشترین جوهره وجودمان را به چیزی دیگر تسلیم میکنیم.
بید کور، زن خفته: مرد هفتم، هاروکی موراکامی
Blind Willow, Sleeping Woman, Haruki Murakami
۱۳۹۶ فروردین ۲۹, سهشنبه
#کتاب_نوشته: بید کور، زن خفته، #هاروکی_موراکامی
همسر من یک مرد یخی است.
اولین باری که اورا ملاقات کردم، در هتلی در یک تفریحگاه اسکی بود. تصور کردن مکانی مناسبتر برای ملاقات با یک مرد یخی، کاری بسیار دشوار است. او در لابی هتل که از حضور جوانان شلوغ و پر همهمه بود، در گوشهای دور از شومینه نشسته و غرق مطالعه کتابش بود. تقریباً نزدیک ظهر بود، اما به نظر میرسید نور شفاف و سرد صبحگاه فقط روی او میدرخشد.
بید کور، زن خفته: مرد یخی، هاروکی موراکامی
Blind Willow, Sleeping Woman, Haruki Murakami
#پاراگراف_آغازین
۱۳۹۶ فروردین ۲۰, یکشنبه
#کتاب_نوشته: بید کور، زن خفته، #هاروکی_موراکامی
میلیونها علت برای میلیونها نتیجه در دنیا شناور است، میلیونها دلیلی که زندگی میکنند و میلیونها دلیلی که میمیرند، میلیونها دلیل برای استدلال، استدلالاتی که شکل گرفتنشان آسان است، درست مثل یک تماس تلفنی برای پرسیدن چیزی، اما معمولن چیزی که دنبالش میگردی یکی از آنها نیست، هست؟
بید کور، زن خفته: داستان یک عمه بینوا، هاروکی موراکامی
Blind Willow, Sleeping Woman, Haruki Murakami
۱۳۹۶ فروردین ۱۶, چهارشنبه
۱۳۹۶ فروردین ۸, سهشنبه
۱۳۹۵ اسفند ۲۶, پنجشنبه
اشتراک در:
پستها (Atom)
کتاب نوشته: انسان خداگونه: تاریخ مختصر آینده، یووال هراری
یک سرباز فلج که پایش را ازدستداده، ترجیح میداد به خود بگوید "من خود را فدای شکوه جاودانی ملت ایتالیا کردم" تا اینکه بگوید ...
-
* کاش آدم بتواند دنیا را بالا بیاورد و اینهمه دروغ و ریا نبیند، دنیا بهدست دروغگوها و پشتهماندازها و حقهبازها اداره میشود. ...
-
باید چیزی که دنبالش هستیم را در حرفهایی که نمیشود بیان کرد جستجو کنیم. زندگی در پیش رو، رومن گاری The Life Before Us, Novel by Rom...
-
* کتابفروشیها ارزشمندترین مقصد افراد تنها است. گواه این امر تعداد کتابهایی است که علت نگارش آنها این بوده که نویسندگانشان کسی را برای ...





