‏نمایش پست‌ها با برچسب میلان کوندرا. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب میلان کوندرا. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۷ شهریور ۱۵, پنجشنبه

#کتاب_نوشته: بار هستی، #میلان_کوندرا

ما هرگز نمی‌توانیم با قاطعیت بگوییم روابط ما با دیگران تا چه حدی از احساسات ما، از عشق ما و یا از کینه و نفرت ما سرچشمه می‌گیرد و تا چه حد از قدرت و ضعف در میان افراد تأثیر می‌پذیرد.

تصور کنید یک دست شما را قطع کرده و به پیکر شخص دیگری پیوند زده باشند و یک روز، کسی در مقابل شما می‌نشیند و جلو روی شما، این دست را تکان می‌دهد و با آن به شما اشاره می‌کند. بدون تردید فکر می‌کنید که این یک مترسک است و هرچند که با آن به‌تمامی آشنا باشید، هرچند که مطمئن باشید که این دست خود شماست ولی از اینکه لمسش کنید، هراس خواهید داشت.

بار هستی، میلان کوندرا
The Unbearable Lightness of Being, Milan Kundera


۱۳۹۷ شهریور ۹, جمعه

#کتاب_نوشته: بار هستی، #میلان_کوندرا

در مقابل دنیای پر از وقاحتی که او را دربر می‌گرفت، ترزا فقط یک سلاح داشت و آن‌هم کتاب‌هایی بود که از کتابخانه به امانت می‌گرفت.

زندگی در بهشت به دویدن در خط مستقیم و رفتن به‌سوی ناشناخته‌ای مجهول شباهت ندارد و یک ماجرا نیست. زندگی در بهشت دایره‌وار میان چیزهایی شناخته‌شده جریان می‌یابد و یکنواختیان کسل‌کننده و ملال‌انگیز نخواهد بود بلکه مایه خوشبختی است.

بار هستی، میلان کوندرا
The Unbearable Lightness of Being, Milan Kundera

۱۳۹۷ مرداد ۲۵, پنجشنبه

#کتاب_نوشته: بار هستی، #میلان_کوندرا


زندگی همیشه به یک طرح شباهت دارد! اما حتی طرح هم کلمه درستی نیست، زیرا طرح همیشه زمینه‌سازی برای آماده کردن یک تصویر است، اما طرحی که زندگی ماست طرح هیچ‌چیز نیست، طرحی بدون تصویر است.

بار هستی، میلان کوندرا
The Unbearable Lightness of Being, Milan Kundera

۱۳۹۷ مرداد ۱۱, پنجشنبه

#کتاب_نوشته: بار هستی، #میلان_کوندرا

آدمی به ضعف خویش آگاهی دارد و نمی‌خواهد در برابرش مقاومت ورزد، بلکه خود را به آن تسلیم می‌کند. خود را از ضعف خویش سرمست می‌کند، می‌خواهد هرچه ضعیف‌تر شود، می‌خواهد در وسط خیابان جلو چشمان همگان در هم فروریزد، بر زمین بیفتد و از زمین هم پایین‌تر برود.

خود را متقاعد کرد تا به یکی از جلساتی برود که هم‌وطنان مهاجرش به راه انداخته بودند، بازهم بحث سر این بود که می‌بایستی در برابر روس‌ها سلاح به‌دست گرفت و جنگید یا نه؟ البته اکنون در پناهگاه امن مهاجران، همه معتقد بودند که باید می‌جنگیدند. او گفت: بسیار خوب، برگردید و بجنگید! اما این حرف را نبایستی می‌گفت...

بار هستی، میلان کوندرا
The Unbearable Lightness of Being, Milan Kundera

۱۳۹۷ مرداد ۲, سه‌شنبه

#کتاب_نوشته: بار هستی، #میلان_کوندرا

پرسش بااهمیت را فقط یک کودک می‌تواند طرح کند. درواقع همیشه ساده‌ترین پرسش‌ها بااهمیت‌ترین پرسش‌هاست و پاسخی برای آنها وجود ندارد. پرسش‌هایی که نمی‌توان به آنها پاسخ داد، درست همان چیزی است که محدودیت‌های امکانات بشر را نشان می‌دهد و مرزهای هستی ما را تعیین می‌کند.

غایت‌ها مرز را نمودار می‌کنند و در آن‌سوی مرز، زندگی به انتها می‌رسد. میل فراوان به هنر نیز مانند سیاست، نوعی اشتیاق پنهانی به مرگ است.

بار هستی، میلان کوندرا
The Unbearable Lightness of Being, Milan Kundera

۱۳۹۷ تیر ۲۸, پنجشنبه

#کتاب_نوشته: بار هستی، #میلان_کوندرا

و عشق به یک امپراتوری شبیه است، اگر اندیشه‌ای که بر اساس آن به وجود آمده از میان برود، خود عشق نیز از میان خواهد رفت.

بار هستی، میلان کوندرا
The Unbearable Lightness of Being, Milan Kundera

۱۳۹۷ تیر ۲۴, یکشنبه

#کتاب_نوشته: بار هستی، #میلان_کوندرا

چگونه می‌توان به لحظه‌ای که درد بیهوده می‌شود، پی برد؟ چگونه می‌شود آن لحظه‌ای که زندگی دیگر ارزش ندارد، تشخیص داد؟

از کشوری می‌آمد که در آنجا پندارهای انقلابی از مدت‌ها پیش پژمرده شده بود ولی آنچه در انقلاب‌ها بیش‌تر از همه ستایش می‌شد، هنوز باقی‌مانده بود: به خطر افکندن زندگی تا ترس‌آورترین مرحله، تا آنجایی که شجاعت و مرگ به بازی گرفته شود.

بار هستی، میلان کوندرا
The Unbearable Lightness of Being, Milan Kundera

۱۳۹۷ تیر ۱۹, سه‌شنبه

#کتاب_نوشته: بار هستی، #میلان_کوندرا

همه ما می‌خواهیم در وجود قدرتمند یک خطاکار پیدا کنیم و در آدمیزاد ضعیف، یک قربانی بی‌گناه.

وقتی فرد قوی آن‌قدر ضعیف می‌شود که به فرد ضعیف بی‌حرمتی می‌کند، فرد ضعیف باید به‌راستی خود را قوی بداند.

وفا از بالاترین پارسایی‌هاست که به زندگی ما وحدت می‌بخشد، و بدون آن زندگی ما به‌صورت هزاران احساس ناپایدار پراکنده می‌شود.

بار هستی، میلان کوندرا
The Unbearable Lightness of Being, Milan Kundera


۱۳۹۷ تیر ۱۳, چهارشنبه

#کتاب_نوشته: بار هستی، #میلان_کوندرا

هیچ وسیله‌ای برای تشخیص تصمیم درست وجود ندارد، زیرا هیچ مقایسه‌ای امکان‌پذیر نیست. در زندگی با همه‌چیز برای نخستین بار برخورد می‌کنیم. مانند هنرپیشه‌ای که بدون تمرین وارد صحنه شود.

بار هستی، میلان کوندرا
The Unbearable Lightness of Being, Milan Kundera

۱۳۹۷ تیر ۴, دوشنبه

#کتاب_نوشته: بار هستی، #میلان_کوندرا

تمام زبان‌هایی که ریشه در لاتین دارند، کلمه همدردی (Compassion) را با پیشوند (com) و ریشه (passion) می‌سازند، که در اصل به معنای رنج و مشقت است. یعنی آدمی نمی‌تواند به رنج دیگران بی‌تفاوت باشد. به‌عبارت‌دیگر انسان نسبت به کسی که رنج می‌کشد، احساس علاقه می‌کند. این احساس با عشق ارتباط چندانی ندارد؛ کسی را از روی همدردی دوست داشتن، دوست داشتن حقیقی نیست.

بار هستی، میلان کوندرا
The Unbearable Lightness of Being, Milan Kundera


۱۳۹۷ خرداد ۲۸, دوشنبه

#کتاب_نوشته: بار هستی، #میلان_کوندرا

می‌دانستند یا نمی‌دانستند، مسئله اساسی نیست، بلکه باید پرسید اگر بی‌خبر باشیم، بی‌گناه هستیم؟ آیا آدم ابلهی که بر اریکه قدرت تکیه زده است، تنها به عذر جهالت، از هرگونه مسئولیتی مبراست؟

استعاره چیز خطرناکی است، با استعاره نمی‌شود شوخی کرد، عشق از یک استعاره آفریده‌شده.

بار هستی، میلان کوندرا
The Unbearable Lightness of Being, Milan Kundera

۱۳۹۷ خرداد ۲۲, سه‌شنبه

#کتاب_نوشته: بار هستی، #میلان_کوندرا


به نظر او در حقیقت زیستن، به خود و دیگران دروغ نگفتن، تنها در صورتی امکان‌پذیر است که انسان با مردم زندگی نکند. به‌محض اینکه بدانیم کسی شاهد کارهای ماست، خواه‌ناخواه خود را با آن چشمان نظاره‌گر تطبیق می‌دهیم و دیگر هیچ‌یک از کارهایمان صادقانه نیست.

بار هستی، میلان کوندرا
The Unbearable Lightness of Being, Milan Kundera

۱۳۹۷ خرداد ۱۲, شنبه

#کتاب_نوشته: بار هستی، #میلان_کوندرا

نیکی حقیقی انسان در کمال و خلوص و بی‌هیچ گونه قید و تکلف فقط در مورد موجوداتی آشکار می‌شود که هیچ نیرویی را به نمایش نمی‌گذارند، آزمون حقیقی اخلاق بشریت چگونگی روابط انسان با حیوانات است.

بار هستی، میلان کوندرا
The Unbearable Lightness of Being, Milan Kundera

۱۳۹۷ خرداد ۲, چهارشنبه

#کتاب_نوشته: بار هستی، #میلان_کوندرا

حتی تحمل درد خویشتن به‌سختی دردی نیست که مشترک باکسی دیگر برای یک نفر دیگر یا بجای شخص دیگری، می‌کشیم.

بار هستی، میلان کوندرا
The Unbearable Lightness of Being, Milan Kundera

۱۳۹۷ اردیبهشت ۲۴, دوشنبه

#کتاب_نوشته: بار هستی، #میلان_کوندرا

* آن‌کس که عاشق دیگری می‌شود باید پیشاپیش - همچو سربازی که تسلیم می‌شود - سلاح‌های خود را به دور اندازد و درحالی‌که خود را بی‌دفاع می‌بیند، در انتظار خوردن ضربه باشد.

* یاس و ناامیدی که کشور را فراگرفته بود در جان نفوذ می‌کرد و بر جسم غلبه می‌یافت و انسان را از پای می‌انداخت.

* رمان، اعترافات نویسنده نیست، بلکه کاویدن زندگی بشری در دامی است که جهان نام دارد.

بار هستی، میلان کوندرا
The Unbearable Lightness of Being, Milan Kundera


۱۳۹۷ اردیبهشت ۱۶, یکشنبه

#کتاب_نوشته: بار هستی، #میلان_کوندرا

زمان بشری دایره‌وار نمی‌گذرد، بلکه به خط مستقیم پیش می‌رود. و به همین دلیل انسان نمی‌تواند خوشبخت باشد، چراکه خوشبختی میل به تکرار است.

بار هستی، میلان کوندرا
The Unbearable Lightness of Being, Milan Kundera

۱۳۹۷ اردیبهشت ۱۰, دوشنبه

#کتاب_نوشته: بار هستی، #میلان_کوندرا

در یک جامعه مرفه، افراد احتیاج به کارکردن با دست‌های خود ندارند و به فعالیت فکری می‌پردازند. دانشگاه‌ها بیش‌ازپیش به وجود می‌آید و تعداد دانشجویان بیش‌ازپیش زیاد می‌شود. آنها برای فارغ‌التحصیل شدن باید موضوع رساله خود را انتخاب کنند. تعداد موضوعات بی‌شمار است، زیرا می‌توان درباره همه‌چیز و هیچ‌چیز تفسیر و بررسی کرد. بدین ترتیب دسته‌های کاغذ سیاه شده در آرشیوها به روی هم تلنبار می‌شود، جایی که از گورستان هم حزن‌انگیزتر است، زیرا حتی در عید اولیای دین مسیح هم کسی به آنجا نمی‌رود. فرهنگ در جمع کثیر فراورده‌ها، در توده‌ای از علامت‌ها و در سرسام کمیت ناپدید می‌شود. باور کن، تنها یک کتاب ممنوع در کشورت، بیش‌تر از میلیاردها کلمه که از دانشگاه‌های ما بیرون می‌ریزند، معنا و مفهوم دارد.

بار هستی، میلان کوندرا
The Unbearable Lightness of Being, Milan Kundera


#کتاب_نوشته: بار هستی، #میلان_کوندرا

وقتی مردم هنوز کم‌وبیش جوان‌اند و آهنگ‌های موسیقی زندگی‌شان در حال تکوین است، می‌توانند آن را به‌اتفاق یکدیگر بسازند و مایه‌ها را ردوبدل کنند، اما وقتی در سن کمال به یکدیگر می‌رسند، آهنگ‌های موسیقی زندگی آنها کم‌وبیش تکمیل‌شده است و هرکدام یا هر شی‌ء در قاموس موسیقی هرکدام معنای دیگری می‌دهد.

بار هستی، میلان کوندرا
The Unbearable Lightness of Being, Milan Kundera

۱۳۹۷ اردیبهشت ۸, شنبه

#کتاب_نوشته: بار هستی، #میلان_کوندرا

در عصر جدید هرکس تنها به زندگی و بقای خود فکر می‌کند و انگیزه فردی شالوده همه کارها و فعالیت‌ها شده است.

بار هستی، میلان کوندرا
The Unbearable Lightness of Being, Milan Kundera

کتاب نوشته: انسان خداگونه: تاریخ مختصر آینده، یووال هراری

 یک سرباز فلج که پایش را ازدست‌داده، ترجیح می‌داد به خود بگوید "من خود را فدای شکوه جاودانی ملت ایتالیا کردم" تا اینکه بگوید ...