‏نمایش پست‌ها با برچسب سمفونی مردگان. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب سمفونی مردگان. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۶ دی ۵, سه‌شنبه

#کتاب_نوشته: سمفونی مردگان، #عباس_معروفی

چه فرقی می‌کند، این پادشاه باشد یا آن برای ما که می‌خواهیم یک‌لقمه‌نان بخوریم و سرمان را بگذاریم چه هیتلر، چه روزولت، چه شاه، خر همان خر است فقط پالانش عوض می‌شود.

سمفونی مردگان، عباس معروفی
Symphony of the Dead, Abbas Maroufi

۱۳۹۶ تیر ۱۵, پنجشنبه

#کتاب_نوشته: سمفونی مردگان، #عباس_معروفی



* روزگار آن‌وقت‌ها سر سازگاری داشت. پدر که بود بیش ازآنچه فکرش را بشود کرد خوابیدن در مهتابی خانه می‌چسبید. آسمان شب هم آبی بود. می‌شد خواب‌های رنگی دید.

* مادر گفت: شما خیال می‌کنید که پدر دشمن شماست. اما اشتباه می‌کنید.
آیدین گفت: من میدانم که چه می‌خواهی بگویی. اما خوشبختی او با من خیلی فرق دارد. به شاخه‌های درخت کاج نگاه کرد که باد می‌تکاندشان و سیخ‌های کاج، سبز سبز بر زمین می‌ریخت.

* به آیدین گفت اگر بخواهد می‌تواند به آبادان بیاید و پیش آن‌ها بماند. اما آیدین گفت در شهرستان‌ها امکان رشد خیلی کم است. یک مملکت را نابود کرده‌اند که تهران را بسازند. پس چه‌بهتر که آدم برود آنجا...

سمفونی مردگان، عباس معروفی
Symphony of the Dead, Abbas Maroufi

۱۳۹۵ اسفند ۲۳, دوشنبه

#کتاب_نوشته: سمفونی مردگان، #عباس_معروفی

به او گفتم عشق را باید با تمام گستردگی‌اش پذیرفت، تنها در جسم نمی‌توان پیدایش کرد، بلکه در جسم و روح و هوا، در آیینه، در خواب، در نفس کشیدن‌ها، انگار به ریه می‌رود و آدم مدام احساس می‌کند که دارد بزرگ می‌شود.

وقتی آدم یک نفر را دوست داشته باشد بیش‌تر تنهاست. چون نمی‌تواند به هیچ کس جز به همان آدم بگوید چه احساسی دارد.

سمفونی مردگان، عباس معروفی
Symphony of the Dead, Abbas Maroufi

۱۳۹۵ بهمن ۱۰, یکشنبه

#کتاب_نوشته: سمفونی مردگان، #عباس_معروفی

احساس می‌کرد وقتی آدم تنها می‌شود، تمامی غم دنیا در وجودش خیمه می‌زند. آن‌قدر از دیگران دور می‌شود که دیگر هیچ‌وقت نمی‌تواند به آن‌ها نزدیک شود. می‌بیند میان این‌همه آدم، حسابی تنهاست.

سمفونی مردگان، عباس معروفی
Symphony of the Dead, Abbas Maroufi

۱۳۹۵ تیر ۱۸, جمعه

کتاب نوشته (سمفونی مردگان، عباس معروفی)

با صدای رگه‌دارش می‌گفت: انسان مدام باید مشغول کار باشد. سازندگی کند، وگرنه از درون پوک می‌شود. بی‌کاری بدتر از تنهایی است. آدم بی‌کار در جمع هم تنهاست.

سمفونی مردگان، عباس معروفی
Symphony of the Dead, Abbas Maroufi

۱۳۹۴ اسفند ۱۶, یکشنبه

کتاب نوشته (سمفونی مردگان، عباس معروفی)

من دنبال چیزی می‌گشتم که گمش کرده‌ام. دارم رفته‌رفته تبدیل به آدمی می‌شوم که به فکر کردن فکر می‌کند. حالا فکر کردن برای من عادت شده. هدف شده...

سمفونی مردگان، عباس معروفی
Symphony of the Dead, Abbas Maroufi

۱۳۹۴ دی ۲۳, چهارشنبه

کتاب نوشته (سمفونی مردگان، عباس معروفی)

چه تنهایی عجیبی، پدر همیشه خیال می‌کرد آدم وقتی در حجره خودش تنها باشد، تنهاست. نمی‌دانست که تنهایی را فقط در شلوغی می‌شود حس کرد.

سمفونی مردگان، عباس معروفی
Symphony of the Dead, Abbas Maroufi

کتاب نوشته: انسان خداگونه: تاریخ مختصر آینده، یووال هراری

 یک سرباز فلج که پایش را ازدست‌داده، ترجیح می‌داد به خود بگوید "من خود را فدای شکوه جاودانی ملت ایتالیا کردم" تا اینکه بگوید ...