یک بار دیگر زندگی درسی به من داده بود، ساختن سالها طول میکشد اما خراب کردن فقط چند لحظه میخواهد.
سرزمین عجایب بیرحم و ته دنیا، هاروکی موراکامی
Hard‑Boiled Wonderland and the End of the World, Haruki Murakami
یک بار دیگر زندگی درسی به من داده بود، ساختن سالها طول میکشد اما خراب کردن فقط چند لحظه میخواهد.
سرزمین عجایب بیرحم و ته دنیا، هاروکی موراکامی
Hard‑Boiled Wonderland and the End of the World, Haruki Murakami
ما هرگز نمیتوانیم با نقصهایمان بهطور کامل کنار بیاییم، نمیتوانیم در درونمان جایی برای دردهای حقیقی خود پیدا کنیم و از چیزی که این نقصها را به وجود میآورد، رنج میکشیم. اما آن چیزی که ما را متمایز میکند این است که میدانیم دچار نقص هستیم.
* برای کسب تجربه باارزش گاهی ظاهراً باید کارهای بیارزش انجام دهید، اما حتی وقتی فعالیتها بیثمر به نظر میرسند نتیجهاش الزاماً چنین نیست.
مرگ همین است. یک خرگوش، یک خرگوش است؛ چه از کلاه بیرون بیاید، یا از یک مزرعه گندم. یک فر داغ، یک فر داغ است و دود سیاهی که از شومینه بیرون میآید، همانی است که هست، دود سیاهی که از شومینه بیرون میآید.
گاهی اوقات حس تنهایی مثل اسیدی که از بطری بیرون میریزد، میتواند ناخودآگاه احساس درونی شخص را کاهش دهد و حل کند.
مردم میگویند بیشتر مشکلاتی که زمین با آن روبرو است، کموبیش به خاطر آلودگی ترکیبات شیمیایی و گرمایش زمین است. وقتی فروش کاهش پیدا میکند، وقتی سیل جاری میشود و قحطی فرامیرسد، وقتی قیمت اجناس بالا میرود بیشتر تقصیر را بر گردن این پدیده میاندازند، جهان احتیاج به شخص شرور و بدذاتی دارد که مردم انگشتشان را بهطرف او بگیرند و بگویند: مقصر تو هستی.یک سرباز فلج که پایش را ازدستداده، ترجیح میداد به خود بگوید "من خود را فدای شکوه جاودانی ملت ایتالیا کردم" تا اینکه بگوید ...