‏نمایش پست‌ها با برچسب هاروکی موراکامی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب هاروکی موراکامی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۹ آذر ۲۷, پنجشنبه

#کتاب_نوشته: #سرزمین_عجایب_بی‌رحم_و_ته_دنیا، #هاروکی_موراکامی

 یک بار دیگر زندگی درسی به من داده بود، ساختن سال‌ها طول می‌کشد اما خراب کردن فقط چند لحظه می‌خواهد.

سرزمین عجایب بی‌رحم و ته دنیا، هاروکی موراکامی

Hard‑Boiled Wonderland and the End of the World, Haruki Murakami



۱۳۹۹ فروردین ۲۸, پنجشنبه

#کتاب_نوشته: #سرزمین_عجایب_بی‌رحم_و_ته_دنیا، #هاروکی_موراکامی

به نظرم ریشه خیلی از مشکلات این دنیا مبهم صحبت کردن است. خیلی‌ها وقتی این‌در و آن‌در می‌زنند و منظورشان را روشن نمی‌کنند، جایی در ناخودآگاهشان دنبال دردسر می‌گردند.

سرزمین عجایب بی‌رحم و ته دنیا، هاروکی موراکامی
Hard‑Boiled Wonderland and the End of the World, Haruki Murakami

۱۳۹۷ اسفند ۲۲, چهارشنبه

#کتاب_نوشته: جنگل نروژی، #هاروکی_موراکامی

هیچ حقیقتی نمی‌تواند اندوهی را که برای از دست دادن یک عشق احساس می‌کنیم، درمان کند. تنها کاری که می‌توانیم بکنیم، این است که ببینیم اندوه تا آخرین ذره‌ی درونمان را پر می‌کند.

جنگل نروژی، هاروکی موراکامی
Norwegian Wood, Haruki Murakami

۱۳۹۷ اسفند ۱۲, یکشنبه

#کتاب_نوشته: جنگل نروژی، #هاروکی_موراکامی

همه ما انسان‌های ناقصی هستیم که در دنیایی ناقص زندگی می‌کنیم. حساب بانکی نیستیم که با دقت یک ماشین زندگی کنیم، ما که با اندازه‌گیری تمام خطوط و زوایای زندگی‌مان با خط کش و نقاله زندگی نمی‌کنیم.

جنگل نروژی، هاروکی موراکامی
Norwegian Wood, Haruki Murakami

۱۳۹۷ بهمن ۱۰, چهارشنبه

#کتاب_نوشته: بعد از تاریکی، #هاروکی_موراکامی

 تمام افراد بشر اسم و رسمشونو گم می‌کنن، همه ما تبدیل به علائم و شماره می‌شیم.

پوچی یعنی کاملاً هیچی پس شاید احتیاجی نباشه که اونو بفهمی یا تصور کنی، اما چی‌میشه اگر چیزی باشه که بخواد تو بفهمی یا تصورکنی؟ منظورم اینه که نمی‌دونی مردن چطوریه! شاید آدم باید واقعاً بمیره تا بفهمه چطوریه.

بعد از تاریکی، هاروکی موراکامی
After Dark, Haruki Murakami

۱۳۹۷ بهمن ۶, شنبه

#کتاب_نوشته: جنگل نروژی، #هاروکی_موراکامی

مردم فریاد می‌زدند تغییراتی انقلابی درراه است، به نظر می‌رسید این تغییرات همیشه پیش رو است، در پیچ جاده! اما این تغییرات هم مانند صحنه‌ی دو بعدی نمایش‌ها بود، در پشت پرده هیچ جوهر و مفهومی وجود نداشت.

جنگل نروژی، هاروکی موراکامی
Norwegian Wood, Haruki Murakami

۱۳۹۷ دی ۲۲, شنبه

#کتاب_نوشته: جنگل نروژی، #هاروکی_موراکامی

ما هرگز نمی‌توانیم با نقص‌هایمان به‌طور کامل کنار بیاییم، نمی‌توانیم در درونمان جایی برای دردهای حقیقی خود پیدا کنیم و از چیزی که این نقص‌ها را به وجود می‌آورد، رنج می‌کشیم. اما آن چیزی که ما را متمایز می‌کند این است که می‌دانیم دچار نقص هستیم.

جنگل نروژی، هاروکی موراکامی
Norwegian Wood, Haruki Murakami

۱۳۹۷ آذر ۱, پنجشنبه

#کتاب_نوشته: وقتی از دویدن صحبت می‌کنم، #هاروکی_موراکامی

روش‌ها و جهاتی که یک انسان برای تکامل خود انتخاب می‌کند بخشی از وجود او می‌شود و او را منحصربه‌فرد می‌سازد.

وقتی از دویدن صحبت می‌کنم در چه موردی صحبت می‌کنم؟، هاروکی موراکامی
What I Talk About When I Talk About Running, Haruki Murakami

۱۳۹۷ آبان ۲۰, یکشنبه

۱۳۹۷ آبان ۶, یکشنبه

#کتاب_نوشته: وقتی از دویدن صحبت می‌کنم، #هاروکی_موراکامی

* برای کسب تجربه باارزش گاهی ظاهراً باید کارهای بی‌ارزش انجام دهید، اما حتی وقتی فعالیت‌ها بی‌ثمر به نظر می‌رسند نتیجه‌اش الزاماً چنین نیست.

* سوءتفاهم و سرزنش شدن شوخی نیست، اما تجربه دردناکی است که عمیقاً باعث رنجش مردم می‌شود.

وقتی از دویدن صحبت می‌کنم در چه موردی صحبت می‌کنم؟، هاروکی موراکامی
What I Talk About When I Talk About Running, Haruki Murakami

۱۳۹۷ مهر ۲۹, یکشنبه

#کتاب_نوشته: بید کور، زن خفته، #هاروکی_موراکامی

مرگ همین است. یک خرگوش، یک خرگوش است؛ چه از کلاه بیرون بیاید، یا از یک مزرعه گندم. یک فر داغ، یک فر داغ است و دود سیاهی که از شومینه بیرون می‌آید، همانی است که هست، دود سیاهی که از شومینه بیرون می‌آید.

بید کور، زن خفته: فاجعه‌ی معدن نیویورک، هاروکی موراکامی
Blind Willow, Sleeping Woman, Haruki Murakami

۱۳۹۷ مهر ۲۵, چهارشنبه

#کتاب_نوشته: بعد از تاریکی، #هاروکی_موراکامی

اگر واقعاً می‌خواهی که چیزی را بدانی باید  برایش تاوان بدهی

زمینی که رویش ایستاده‌ایم به‌اندازه کافی سفت هست، اما اگر اتفاقی بیفتد ممکن است زیر پایت خالی شود و وقتی زیر پایت خالی بشود دیگر شانسی نداری، همه‌چیز تغییر می‌کند و تنها کاری که می‌توانی بکنی این است که تنها در تاریکی زندگی کنی.

بعد از تاریکی، هاروکی موراکامی
After Dark, Haruki Murakami

۱۳۹۷ مهر ۲۳, دوشنبه

#کتاب_نوشته: تسوکورو تازاکی بی‌رنگ و سال‌های زیارتش، #هاروکی_مواکامی

داشتن هدف‌های مشخص و از پیش تعیین‌شده، زندگی را راحت‌تر می‌کند.

گاهی حقیقت شهری مدفون در زیرخاک را به یاد آدم می‌آورد، هرقدر زمان می‌گذرد، شن و ماسه‌ها ضخیم‌تر می‌شوند، گاهی هم بادی می‌آید و ماسه‌ها را کنار می‌زند و کم‌کم چیزی که زیرشان مخفی‌شده فاش می‌شود.

تسوکورو تازاکی بی‌رنگ و سال‌های زیارتش، هاروکی مواکامی
Colorless Tsukuru Tazaki and His Years of Pilgrimage, Haruki Murakami

۱۳۹۷ مهر ۱۵, یکشنبه

#کتاب_نوشته: وقتی از دویدن صحبت می‌کنم، #هاروکی_موراکامی

پایان مسابقه یک نشان موقتی است که اهمیت زیادی ندارد، درست مانند زندگی‌مان. پایان به این معنی نیست که هستی منعی دارد.

وقتی از دویدن صحبت می‌کنم در چه موردی صحبت می‌کنم؟، هاروکی موراکامی
What I Talk About When I Talk About Running, Haruki Murakami

۱۳۹۷ مهر ۴, چهارشنبه

#کتاب_نوشته: وقتی از دویدن صحبت می‌کنم، #هاروکی_موراکامی

گاهی اوقات حس تنهایی مثل اسیدی که از بطری بیرون می‌ریزد، می‌تواند ناخودآگاه احساس درونی شخص را کاهش دهد و حل کند.

به دلایلی هرگز برایم اهمیت نداشته که کسی را شکست دهم یا کسی مرا شکست دهد، در هر زمینه که باشد، شکست دادن کسی کار من نیست، علاقه من بیشتر به این مسئله است که آیا به هدفی که دارم می‌رسم یا نه، با این حساب، دو استقامت کاملاً مناسب من است.

وقتی از دویدن صحبت می‌کنم در چه موردی صحبت می‌کنم؟، هاروکی موراکامی
What I Talk About When I Talk About Running, Haruki Murakami

۱۳۹۷ شهریور ۲۵, یکشنبه

#کتاب_نوشته: وقتی از دویدن صحبت می‌کنم، #هاروکی_موراکامی

مردم می‌گویند بیشتر مشکلاتی که زمین با آن روبرو است، کم‌وبیش به خاطر آلودگی ترکیبات شیمیایی و گرمایش زمین است. وقتی فروش کاهش پیدا می‌کند، وقتی سیل جاری می‌شود و قحطی فرامی‌رسد، وقتی قیمت اجناس بالا می‌رود بیشتر تقصیر را بر گردن این پدیده می‌اندازند، جهان احتیاج به شخص شرور و بدذاتی دارد که مردم انگشتشان را به‌طرف او بگیرند و بگویند: مقصر تو هستی.

دیواری که اعتمادبه‌نفس سالم را از افتخار ناسالم جدا می‌کند خیلی باریک است.

وقتی از دویدن صحبت می‌کنم در چه موردی صحبت می‌کنم؟، هاروکی موراکامی
What I Talk About When I Talk About Running, Haruki Murakami

کتاب نوشته: انسان خداگونه: تاریخ مختصر آینده، یووال هراری

 یک سرباز فلج که پایش را ازدست‌داده، ترجیح می‌داد به خود بگوید "من خود را فدای شکوه جاودانی ملت ایتالیا کردم" تا اینکه بگوید ...