‏نمایش پست‌ها با برچسب سالینجر. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب سالینجر. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۶ مهر ۲۵, سه‌شنبه

#کتاب_نوشته: ناطور دشت، #جی_دی_سالینجر

* اگر از من می‌شنوید، هیچ‌وقت چیزی به کسی نگویید. اگر بگوئید یواش‌یواش دلتان برای همه تنگ می‌شود.

* من آدم کافری هستم، البته حضرت عیسی را دوست دارم، اما به بیشتر چیزهایی که در کتاب مقدس هست اعتقاد ندارم، مثلاً همین حواریون، اگر راستش را بخواهید، از آن‌ها بی‌اندازه دلخورم. بعدازآنکه حضرت عیسی از دنیا رفت، همه‌شان آدم‌های خوبی شدند، اما زمانی که زنده بود، غیر از دردسر هیچ فایده‌ای برایش نداشتند.

ناطور دشت، جی. دی. سالینجر
The Catcher in the Rye, J. D. Salinger

۱۳۹۶ شهریور ۶, دوشنبه

#کتاب_نوشته: ناطور دشت، #جی_دی_سالینجر

* تمام بیشعور ها همینطورند، وقتی بهشتان بگویی بیشعور، از آدم بدشان می اید.

بعضی از اشخاص برای هر چیزی که گم بکنند، هفته‌ها می‌گردند. ظاهراً من هیچ‌وقت چیزی نداشته‌ام که اگر گمش می‌کردم، زیاد به آن اهمیت بدهم. شاید علت اینکه تااندازه‌ای بزدل هستم، همین باشد.

ناطور دشت، جی. دی. سالینجر
The Catcher in the Rye, J. D. Salinger

۱۳۹۶ تیر ۱۰, شنبه

#کتاب_نوشته: ناطور دشت، #جی_دی_سالینجر

فکر می‌کنم کاری که می‌بایست بکنم این است که وانمود کنم یک آدم کر و لال هستم. این‌طوری دیگر مجبور نمی‌شدم با هر کس و ناکسی طرف صحبت بشوم و با آنها حرف‌های احمقانه و بی‌فایده بزنم!


بعضی چیزها باید همان‌طور که هستند، بمانند و تغییر نکنند. کاش می‌شد همه آن‌ها را چپاند توی یک جعبه شیشه‌ای و ولشان کرد تا همان‌طور بمانند. میدانم این کار امکان ندارد اما فکر کردن به آن‌هم لذت‌بخش است.

ناطور دشت، جی. دی. سالینجر
The Catcher in the Rye, J. D. Salinger

۱۳۹۵ بهمن ۷, پنجشنبه

#کتاب_نوشته: ناطور دشت، #جی_دی_سالینجر

دلم می‌خواست از پنجره خودم را پرت کنم پائین. اگر یقین داشتم که به‌محض زمین خوردن کسی پیدا می‌شود که پارچه‌ای روی جسد من بکشد، احتمال داشت این کار را بکنم، اما دلم نمی‌خواست یک‌مشت آدم فضول و احمق بیایند و به بدن متلاشی‌شده و خون‌آلود من نگاه بکنند.

ناطور دشت، جی. دی. سالینجر
The Catcher in the Rye, J. D. Salinger

۱۳۹۵ تیر ۱۵, سه‌شنبه

۱۳۹۵ خرداد ۵, چهارشنبه

کتاب نوشته (ناطور دشت، جی. دی. سالینجر)

من امیدوارم که وقتی مردم، یک آدم بافهم و شعور پیدا بشود و جنازه مرا در رودخانه‌ای، جایی بیندازد. هر جا که می‌خواهد باشد، ولی فقط توی قبرستان، وسط مرده‌ها، چالم نکنند. روزهای تعطیل می‌آیند و روی شکم آدم دسته‌گل می‌گذارند، و از این‌جور کارهای مسخره. وقتی آدم زنده نباشد، گل را می‌خواهد چکار؟ مرده که به گل احتیاجی ندارد.

ناطور دشت، جی. دی. سالینجر
The Catcher in the Rye, J. D. Salinger

کتاب نوشته: انسان خداگونه: تاریخ مختصر آینده، یووال هراری

 یک سرباز فلج که پایش را ازدست‌داده، ترجیح می‌داد به خود بگوید "من خود را فدای شکوه جاودانی ملت ایتالیا کردم" تا اینکه بگوید ...