۱۳۹۵ خرداد ۵, چهارشنبه

کتاب نوشته (ناطور دشت، جی. دی. سالینجر)

من امیدوارم که وقتی مردم، یک آدم بافهم و شعور پیدا بشود و جنازه مرا در رودخانه‌ای، جایی بیندازد. هر جا که می‌خواهد باشد، ولی فقط توی قبرستان، وسط مرده‌ها، چالم نکنند. روزهای تعطیل می‌آیند و روی شکم آدم دسته‌گل می‌گذارند، و از این‌جور کارهای مسخره. وقتی آدم زنده نباشد، گل را می‌خواهد چکار؟ مرده که به گل احتیاجی ندارد.

ناطور دشت، جی. دی. سالینجر
The Catcher in the Rye, J. D. Salinger

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

کتاب نوشته: انسان خداگونه: تاریخ مختصر آینده، یووال هراری

 یک سرباز فلج که پایش را ازدست‌داده، ترجیح می‌داد به خود بگوید "من خود را فدای شکوه جاودانی ملت ایتالیا کردم" تا اینکه بگوید ...