‏نمایش پست‌ها با برچسب ادبیات انگلستان. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب ادبیات انگلستان. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۶ دی ۹, شنبه

#کتاب_نوشته: بازمانده روز: #کازوئو_ایشی‌گورو

انسان به حقیقت امر پی نمی‌برد تا آنکه واقعه دیگری برحسب اتفاق، نظر او را به آن جلب کند.

بازمانده روز، کازوئو ایشی‌گورو
The Remains of the Day, Kazuo Ishiguro
ترجمه: نجف دریابندری

۱۳۹۶ مهر ۲۹, شنبه

#کتاب_نوشته: حس یک پایان، #جولین_بارنز

وقتی جوانیم آینده‌های متفاوتی برای خودمان می‌آفرینیم، و وقتی پیر می‌شویم، گذشته‌های متفاوتی برای دیگران.

حس یک پایان، جولین بارنز
The Sense of an Ending, Julian Barnes

۱۳۹۶ مهر ۱۶, یکشنبه

#کتاب_نوشته: طرح بزرگ، #استیون_هاوکینگ

انجیل داستان یوشع پیامبر را نقل می‌کند که دعا کرد خورشید و ماه از خط سیر دوار خود خارج شوند تا با افزایش طول روز، وی بتواند جنگ با شورشیان را به‌پایان برساند، مطابق کتاب خورشید حدود یک زور درنگ کرد، امروز می‌دانیم که این امر بدان معناست که زمین از گردش بازایستد. اگر چرخش زمین به دور خود به ناگاه متوقف شود، مطابق قوانین نیوتون هر جسمی که به زمین محکم نشده باشد با همان سرعت حرکت زمین (1800 کیلومتر بر ساعت) به حرکت خود ادامه می‌دهد که بهایی سنگین برای تأخیر غروب خورشید است.

طرح بزرگ، استیون هاوکینگ
The Grand Design, Stephen Hawking

۱۳۹۶ شهریور ۳۰, پنجشنبه

#کتاب_نوشته: تسلی بخشی‌های فلسفه، #آلن_دوباتن

ما غیر از باورها و رسوم کشور خود هیچ معیار دیگری برای حقیقت و دلیل درست نداریم. ما همواره در کشور خود مذهب کامل، حکومت کامل، و پیشرفته‌ترین و کامل‌ترین روش انجام هر کاری را داریم.

تسلی بخشی‌های فلسفه، آلن دوباتن
The Consolations of Philosophy, Alain de Botton

۱۳۹۶ شهریور ۲۶, یکشنبه

#کتاب_نوشته: طرح بزرگ، #استیون_هاوکینگ

چگونه یک نفر می‌تواند بگوید که یک موجود دارای اراده آزاد است؟ یا اگر با یک بیگانه روبرو شود چگونه می‌توان گفت که آیا او ربات است یا دارای ذهنی ازآن خود؟ رفتار یک ربات ممکن است کاملاً از پیش تعیین‌شده باشد، اما اگر موجود بزرگ و پیچیده‌ای باشد، تشخیص این موضوع ممکن است به شکل غیرممکنی سخت باشد.

طرح بزرگ، استیون هاوکینگ
The Grand Design, Stephen Hawking

۱۳۹۶ خرداد ۲۳, سه‌شنبه

#کتاب_نوشته: بچه‌های نیمه شب، سلمان رشدی

* در کشوری که حقیقت آن چیزی است که دستور داده‌اند باشد، واقعیت عملاً موجودیت خود را از دست می‌دهد و هر چیزی ممکن است به‌جز آنچه اعلام می‌شود.

* در آن شهر بی‌باران، بیابان هنوز نیروی کهن شبح سازی و سراب پردازی‌اش را داشت. درنتیجه مردمان شهر که سلطه بسیار ناچیزی بر واقعیت داشتند و به همین خاطر ترجیح می‌دادند به رهبرانشان رو بیاورند و از آنها نظر بخواهند که چه چیزی واقعی است و چه چیزی نیست.

* زمانی شعبده‌بازان و معرکه گیران و ورق‌بازان و چشم‌بندها و خیمه‌شب‌بازان پیروزمندانه در کنار یک ارتش فاتح رژه می‌رفتند، اما این چیزها دیگر فراموش‌شده و تفنگ‌های روسی به‌طرف ساکنان محله نشانه می‌رود، از کارگران کمونیست در برابر تفنگ‌های سوسیالیستی چه‌کاری ساخته است؟

بچه‌های نیمه شب، سلمان رشدی
Midnight's Children, Salman Rushdie

۱۳۹۶ خرداد ۲۱, یکشنبه

#کتاب_نوشته: جستارهایی درباب عشق، #آلن_دو_باتن

* درون عشق، همانند درون ثروت، تابویی برای دریافت و حفظ علاقه یا مال وجود دارد. تنها فقر است، چه فقر عشق یا پول، که سبب می‌شود شخص جریان را زیر سؤال ببرد، شاید به همین دلیل است که عشاق انقلاب‌های بزرگ را پدید نمی‌آورند.

* اغلب مردم، آشکارا ما را به پذیرش نقش‌ها مجبور نمی‌کنند، بلکه رفتاری می‌کنند که آن نقش‌ها را از طریق واکنششان می‌پذیریم، که درنتیجه، ناخواسته مانع می‌شوند فراتر از قالبی که برای ما در نظر گرفته‌اند، حرکت کنیم.

* چه‌بسا حقیقت این است که تا، کسی ندیده باشدمان، وجود نداریم، نمی‌توانیم درست حرف بزنیم، تا وقتی کسی به حرفمان گوش بدهد، و در یک کلام، کاملاً زنده نیستیم، تا زمانی که دوست داشته بشویم.

جستارهایی درباب عشق، آلن دو باتن
Essays in Love, Alain de Botton

۱۳۹۶ خرداد ۷, یکشنبه

#کتاب_نوشته: دین برای خداناباوران، #آلن_دو_باتن

ما آن‌قدری که به دامان امید هل داده می‌شویم، به کام بدبینی هل داده نشده‌ایم. امید به حرفه‌مان، امید به کسانی که دوستشان داریم، فرزندانمان، سیاستمداران یا سیاره‌مان؛ که در بیشتر موارد ما را تلخ‌کام و عصبانی می‌کنند. تفاوت میان بزرگ‌بینی ما با واقعیت‌های روز باعث می‌شود میان این دو، فضایی از ناامیدی ایجاد شود که همواره در چهره ما خودش را نشان می‌دهد.

دین برای خداناباوران، آلن دو باتن
Religion for Atheists, Alain de Botton

۱۳۹۶ خرداد ۱, دوشنبه

#کتاب_نوشته: هرگز رهایم مکن، #کازوئو_ایشی‌گورو

در انتظارید، حتی اگر دقیقاً ندانید در انتظار چه هستید، در انتظار لحظه‌ای که درک کنید واقعاً با دیگران فرق دارید، این‌که افرادی در آن سوری دیوار هستند، که نه از شما متنفرند و نه بد شمارا می‌خواهند، اما حتی با تصور وجودتان، برخود می‌لرزند.

هرگز رهایم مکن، کازوئو ایشی‌گورو
Never Let Me Go, Kazuo Ishiguro

۱۳۹۶ اردیبهشت ۲۳, شنبه

#کتاب_نوشته: بچه‌های نیمه شب، سلمان رشدی

چیزی را که چاره‌ای ندارد باید تحمل کرد.

فرار از گذشته امکان ندارد، آدمی برای همیشه همانی می‌ماند که بوده است.

هنگامی‌که فکر کردن بیش‌ازاندازه رنج‌آور می‌شود، عمل بهترین دارو است.

همیشه به نظرم چنین رسیده که وعده آینده‌های شگرف بهترین پادزهر برای مقابله با نامرادی زمان حال است.

بچه‌های نیمه شب، سلمان رشدی
Midnight's Children, Salman Rushdie

۱۳۹۶ اردیبهشت ۴, دوشنبه

#کتاب_نوشته: تسلی بخشی‌های فلسفه، #آلن_دوباتن

وقتی فردی کار درستی انجام می‌دهد ولی بازهم به بلا مبتلا می‌شود، متحیر می‌گردد و قادر نیست این رویداد را با طرح و الگوی عدالت سازگار کند. جهان پوچ به نظر می‌رسد. انسان میان دو احساس در نوسان است: یکی اینکه ممکن است کسی به‌رغم انجام دادن کارهای خوب، بد بوده باشد و به همین دلیل است که مجازات می‌شود، و دیگر اینکه او واقعاً بد نبوده، بنابراین، قربانی نارسایی مصیبت‌بار دستگاه عدالت شده است.
در تمام شکایت‌هایی که از بی‌عدالتی صورت می‌گیرد، این اعتقاد پایدار به‌طور تلویحی وجود داد که جهان اساساً عادلانه است.

تسلی بخشی‌های فلسفه، آلن دوباتن
The Consolations of Philosophy, Alain de Botton

۱۳۹۶ فروردین ۱۷, پنجشنبه

#کتاب_نوشته: دین برای خداناباوران، #آلن_دو_باتن

با توجه به پیشرفت علم، برای انسان مدرن دیگر توان اعتقاد به خدا وجود نخواهد داشت. درنتیجه دین و ایمان بازیچه‌ای می‌شود در دست افراطی‌ها و کسانی که در مراحل پایانی زجر و درد از بیماری علاج ناپذیر قرار دارند.

نیازی نیست مردم به چیزی اعتقاد داشته باشند که زمانی پایه‌گذاری شده است که هنوز چرخ هم اختراع نشده بود، چه برسد به موتور احتراق درون‌سوز.

بهبود رو به افزایش مواد از قرن هیجدهم به بعد خیلی سریع بوده وزندگی ما را خیلی راحت کرده و قدرت، امنیت و ثروت برای ما به همراه داشته به حدی که توان بدبین بودن را ازدست‌داده و متعاقب آن، توان حفظ عقل سلیم و محتوا از کفمان رفته است.

دین برای خداناباوران، آلن دو باتن
Religion for Atheists, Alain de Botton

۱۳۹۶ فروردین ۹, چهارشنبه

#کتاب_نوشته: سالار مگس‌ها، #ویلیام_گلدینگ

حال دیگر نور آفتاب رفته بود و تاریکی بیرون می‌آمد. راه‌های میان درختان دیگر دیده نمی‌شد و همه‌جا همچون کف دریا تیره‌وتار و شگفت می‌نمود. گل‌های بازشده سفیدرنگ زیر نور ستاره‌ها می‌درخشیدند.

سالار مگس‌ها، ویلیام گلدینگ
Lord of the Flies, William Golding

۱۳۹۵ اسفند ۲۴, سه‌شنبه

#کتاب_نوشته: دنیای قشنگ نو، #آلدوس_هاکسلی

یکی از فواید اصلی رفیق این است که (به شکلی معتدل‌تر و نمادین) جور تلافی‌هایی را، که می‌خواهیم ولی نمی‌توانیم سر دشمنانمان درآوریم، بکشد.

دنیای قشنگ نو، آلدوس هاکسلی
Brave New World, Aldous Huxley

۱۳۹۵ اسفند ۱۱, چهارشنبه

#کتاب_نوشته: جستارهایی درباب عشق، #آلن_دو_باتن

زمانی می‌کوشیم عاقل شویم که درمیابیم، با این دانش متولد نشده‌ایم که بدانیم چگونه زندگی کنیم، بلکه زندگی مهارتی است که باید کسب شود.

ناآگاهی، با خود آینه‌ای حمل می‌کند که عمیق‌ترین و غیرقابل وصف‌ترین آرزوهایمان در آن منعکس است.

آلبر کامو گفته: ما عاشق افراد می‌شویم، زیرابه ظاهر کامل به نظر می‌رسند، جسماً کامل‌اند و ازنظر عاطفی منسجم‌اند، حال‌آنکه خود ما باطناً مغشوش و به‌هم‌ریخته‌ایم. اگر باطناً کمبودی نداشتیم عاشق نمی‌شدیم، اما کشف کمبود مشابهی در دیگری به ما گران می‌آید.

جستارهایی درباب عشق، آلن دو باتن
Essays in Love, Alain de Botton

کتاب نوشته: انسان خداگونه: تاریخ مختصر آینده، یووال هراری

 یک سرباز فلج که پایش را ازدست‌داده، ترجیح می‌داد به خود بگوید "من خود را فدای شکوه جاودانی ملت ایتالیا کردم" تا اینکه بگوید ...