‏نمایش پست‌ها با برچسب ویلیام گلدینگ. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب ویلیام گلدینگ. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۶ تیر ۱۸, یکشنبه

#کتاب_نوشته: سالار مگس‌ها، #ویلیام_گلدینگ

بدون ترس از آنکه دیده شود پاهای خود را آزادانه به حرکت درآورد. در حال قدم زدن دچار شگفتی شد و ناگهان به پوچی این زندگی پی برد، هر کوره‌راهی حادثه‌ای غیرمنتظره و بی‌آغاز و انجام بود و فکر کرد بخش قابل‌توجهی از وقت آدمی هنگام قدم زدن به نگاه کردن پاهایش می‌گذرد

سالار مگس‌ها، ویلیام گلدینگ
Lord of the Flies, William Golding

۱۳۹۶ فروردین ۹, چهارشنبه

#کتاب_نوشته: سالار مگس‌ها، #ویلیام_گلدینگ

حال دیگر نور آفتاب رفته بود و تاریکی بیرون می‌آمد. راه‌های میان درختان دیگر دیده نمی‌شد و همه‌جا همچون کف دریا تیره‌وتار و شگفت می‌نمود. گل‌های بازشده سفیدرنگ زیر نور ستاره‌ها می‌درخشیدند.

سالار مگس‌ها، ویلیام گلدینگ
Lord of the Flies, William Golding

۱۳۹۵ بهمن ۱۲, سه‌شنبه

#کتاب_نوشته: سالار مگس‌ها، #ویلیام_گلدینگ

زندگی یک موضوع علمی است، یکی دو سال دیگر که جنگ تمام شود، آدمی به مریخ پا می‌گذارد، هیچ هیولایی با چنگال تیز اینجا وجود ندارد، ترسی هم وجود ندارد، مگر اینکه... مگر اینکه انسان‌ها از یکدیگر بترسند.

سالار مگس‌ها، ویلیام گلدینگ
Lord of the Flies, William Golding

۱۳۹۵ شهریور ۲۹, دوشنبه

کتاب نوشته: سالار مگس‌ها، ویلیام گلدینگ

به فکر فرورفت، برایش عجیب بود، وقتی با تابش نور از بالا یا پائین شکل چهره‌ها تغییر می‌کند، پس چهره راستین کدام است؟ اصلاً حقیقت هر چیزی چیست؟

سالار مگس‌ها، ویلیام گلدینگ
Lord of the Flies, William Golding

کتاب نوشته: انسان خداگونه: تاریخ مختصر آینده، یووال هراری

 یک سرباز فلج که پایش را ازدست‌داده، ترجیح می‌داد به خود بگوید "من خود را فدای شکوه جاودانی ملت ایتالیا کردم" تا اینکه بگوید ...