‏نمایش پست‌ها با برچسب اوریانا فلاچی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب اوریانا فلاچی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۶ اردیبهشت ۲۱, پنجشنبه

#کتاب_نوشته: نامه به کودکی که هرگز زاده نشد، #اوریانا_فالاچی


اگر ثروتمند باشی و بتوانی پالتو پوستی بخری و خودت را گرم‌کنی و به اسکی بروی، سرما به یک بازی تبدیل می‌شود. اما اگر فقیر باشی، می‌آموزی که حتی از زیبایی منظره یکدست سفیدپوش برفی متنفر باشی.

وقتی کسی به خدا اعتقاد دارد، معنایش این است که خسته است و دیگر نمی‌تواند به‌تنهایی ادامه بدهد. اما فقط کسانی پیش می‌روند که برای خود علامت سؤال طرح می‌کنند، کسانی که به آسایش ایمان تسلیم نمی‌شوند.

نامه به کودکی که هرگز زاده نشد، اوریانا فالاچی
Letter to a Child Never Born, Oriana Fallaci

۱۳۹۵ اسفند ۱, یکشنبه

#کتاب_نوشته: نامه به کودکی که هرگز زاده نشد، #اوریانا_فالاچی

در زندگی هیچ‌چیز بیشتر از علاقه زن به مرد یا مرد به زن، آزادی انسان را نمی‌گیرد.

در آتش انتظار ثروت و عشق و آزادی می‌سوزی و آب می‌شوی، در تلاش برای به دست آوردن حق خود از پای درمی‌آیی، و وقتی آن را به دست آورید،دیگر برای تو لذتی ندارد، به آن کاملاً بی‌اعتنا می‌شوی و آن را هدر می‌دهی. دلت می‌خواهد به عقب برگردی و مبارزه و درد و رنج را از سر بگیری. وقتی به آرزویت می‌رسی، حس می‌کنی که گمش کرده‌ای.

نامه به کودکی که هرگز زاده نشد، اوریانا فالاچی
Letter to a Child Never Born, Oriana Fallaci

۱۳۹۵ دی ۱۹, یکشنبه

نامه به کودکی که هرگز زاده نشد، اوریانا فالاچی

درد با ما به دنیا می‌آید، با ما بزرگ می‌شود و همیشه با ماست. ما به آن عادت کرده و احساس می‌کنیم همیشه باید مثل دست‌وپا همراه ما باشد.

نامه به کودکی که هرگز زاده نشد، اوریانا فالاچی
Letter to a Child Never Born, Oriana Fallaci

۱۳۹۵ دی ۸, چهارشنبه

نامه به کودکی که هرگز زاده نشد، اوریانا فالاچی

زندگی یعنی خستگی، یعنی جنگ بی‌انتهایی که هرروز و هرروز ادامه دارد. و برای شادی‌هایش، که عمرشان لحظه‌ای بیش نیست، باید بهایی گزاف پرداخت کنی.

نامه به کودکی که هرگز زاده نشد، اوریانا فالاچی
Letter to a Child Never Born, Oriana Fallaci

۱۳۹۴ آذر ۲۴, سه‌شنبه

کتاب نوشته (نامه به کودکی که هرگز زاده نشد، اوریانا فالاچی)

تو کفش چرمی به پا خواهی کرد چون کسی گاوی را کشته است و پوست آن را کنده تا از آن چرم بسازد، تو پالتوی پوست به تن خواهی کرد چون کسی یک حیوان، صد حیوان، را کشته است تا پوست از تنشان بکند. تو مرغ خواهی خورد چون کسی جوجه‌هایی را که به کسی آزاری نمی‌رساندند سربریده. و تازه همه ماجرا این نیست، چون آن‌ها هم به دیگرانی آزار رساندند، کرم‌هایی را می‌خوردند که می‌رفتند تا کاهو را بجوند. همیشه یکی هست که دیگری را می‌کشد یا پوست از تنش می‌کند تا خود باقی بماند.

نامه به کودکی که هرگز زاده نشد، اوریانا فالاچی
Letter to a Child Never Born, Oriana Fallaci

کتاب نوشته: انسان خداگونه: تاریخ مختصر آینده، یووال هراری

 یک سرباز فلج که پایش را ازدست‌داده، ترجیح می‌داد به خود بگوید "من خود را فدای شکوه جاودانی ملت ایتالیا کردم" تا اینکه بگوید ...