‏نمایش پست‌ها با برچسب موراکامی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب موراکامی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۶ شهریور ۷, سه‌شنبه

#کتاب_نوشته: بید کور، زن خفته، #هاروکی_موراکامی

افرادی هستند که نامشان زمانی که می‌میرند از خاطر محو می‌شود، مشکلی درباره آنها وجود نداد و ما در مرگشان سوگواری می‌کنیم: رودخانه‌ای خشک شد و ماهی‌ای مرد. بعد از آنها افرادی هستند که درست مانند تلویزیون‌های قدیمی خط‌های لرزان سفیدرنگی روی صفحه نشان می‌دهند تا وقتی‌که یک روز کاملاً می‌سوزند، آنها نیز خیلی بد نیستند: مثل ردپاهای یک فیل که راهش را گم‌کرده باشد. و نهایتاً افرادی هستند که نام آنها حتی قبل از اینکه بمیرند، فراموش می‌شود...

بید کور، زن خفته: داستان یک عمه بینوا، هاروکی موراکامی
Blind Willow, Sleeping Woman, Haruki Murakami

۱۳۹۶ خرداد ۲۵, پنجشنبه

۱۳۹۲ مرداد ۱۳, یکشنبه

کتاب نوشته (کافکا در کرانه، هاروکی موراکامی)

قلبت چون رود بزرگی است که پس از بارانی فراوان طغیان می‌کند. هجوم سیلاب همه تابلوهای راهنما را که زمانی برپا بودند با خود برده است. اما باز باران بر سطح رود می‌کوبد. هر وقت خبر چنین سیلابی را در اخبار بخوانی، با خودت می گویی: این قلب من است.

کافکا در کرانه، هاروکی موراکامی

Your heart is like a great river after a long spell of rain, spilling over its banks. All signposts that once stood on the ground are gone, inundated and carried away by that rush of water. And still the rain beats down on the surface of the river. Every time you see a flood like that on the news you tell yourself: That’s it. That’s my heart.

Haruki Murakami, Kafka on the Shore

کتاب نوشته: انسان خداگونه: تاریخ مختصر آینده، یووال هراری

 یک سرباز فلج که پایش را ازدست‌داده، ترجیح می‌داد به خود بگوید "من خود را فدای شکوه جاودانی ملت ایتالیا کردم" تا اینکه بگوید ...