‏نمایش پست‌ها با برچسب فقر. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب فقر. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۵ دی ۱۴, سه‌شنبه

کارتن‌خواب

صبح وقتی داشتم ماشین را پارک می‌کردم پیرمردی ژنده پول نزدیک آمد و گفت: "دیشب داشتم ضایعات جمع می‌کردم که شهرداری من را گرفت و به گداخونه برد، صبح که ولم کردن برگشتم اینجا، اما گاری ضایعاتم نیست، نمی‌دانم دیشب بردنش یا صبح، شما ندیدینش؟"
برخلاف باور عموم ما، خیلی از کارتن‌خواب‌ها انسان‌های باشرفی هستند که برای یک لقمه نان سخت کار می‌کنند، شاید شرافتی بیشتر از دکتر و وکیل و بازاری... فقط رسم روزگار آنها را به این مرحله از زندگی کشانده است.

۱۳۸۹ دی ۱۷, جمعه

رو به زوالیم

زوال یک مملکت زمانی شروع می شود که مردمش در هنگام حادثه به جای بالا زدن آستین ها و کمک کردن؛ موبایلهایشان را بیرون آورند و فیلم بگیرند

کتاب نوشته: انسان خداگونه: تاریخ مختصر آینده، یووال هراری

 یک سرباز فلج که پایش را ازدست‌داده، ترجیح می‌داد به خود بگوید "من خود را فدای شکوه جاودانی ملت ایتالیا کردم" تا اینکه بگوید ...