‏نمایش پست‌ها با برچسب فیلم نوشته. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب فیلم نوشته. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۷ اردیبهشت ۱۱, سه‌شنبه

۱۳۹۷ فروردین ۳۰, پنجشنبه

#فیلم_نوشته: Legion: Season 2

انسان‌ها تنها جاندارانی هستند که ایده‌هایی در مورد دنیایشان شکل می‌دهند، ما نه از طریق جسممان، بلکه از طریق ذهنمان  آگاه می‌شویم. ما باید روی چیزی که واقعی است توافق کنیم و به همین خاطر، ما تنها جانداران روی زمین هستیم که عقلشان را از دست می‌دهند

We perceive and forms ideas about their world not through our bodies but through our minds.
We must agree on what is real. Because of this, we are only animal on Earth that goes mad.

Legion: Season 2

۱۳۹۶ بهمن ۲۲, یکشنبه

#فیلم_نوشته: True Detective: Season 2, Episode 4

-چرا بعضی از خاطرات انقدر واضح هستند در حالی که حتی چیزهای هفته پیش رو نمیتونم به خاطر بیارم؟
-چون اون خاطرات زُل میزنن توی چشم‌هات، تو اونارو به خاطر نمیاری، اونها تورو به خاطر میارن، وقتی پشتت رو نگاه کنی، میبینی اونجا منتظرت نشستن

True Detective: Season 2, Episode 4

۱۳۹۵ بهمن ۱۸, دوشنبه

#فیلم_نوشته: Wild

خورشيد هرروز طلوع و غروب می‌کند، و توهم می‌توانی انتخاب کنی که به تماشایش بروی
می‌توانی خودت را در مسير زیبایی‌ها قرار بدهی

There is a sunrise and a sunset every day and you can choose to be there for it.
You can put yourself in the way of beauty.

Wild, Jean-Marc Vallée (2014)

۱۳۹۵ خرداد ۲۷, پنجشنبه

۱۳۹۵ اردیبهشت ۱۹, یکشنبه

۱۳۹۵ اردیبهشت ۱۴, سه‌شنبه

فیلم نوشته (Penny Dreadful)

هنر میتونه صادقانه باشه؟ فکر می‌کنم موسیقی میتونه باشه، شاید فقط موسیقی چون خیلی زودگذر و کوتاهه یه جورایی تناقض داره، چون موسیقی حاصل خیال و وهمه، اما واقعیه

Can art be honest? I think music can. Perhaps only music because it's ephemeral. That's the paradox. Music is fantasm but, it's true.

Penny Dreadful: Season 1 Episode 4

۱۳۹۴ آبان ۱۳, چهارشنبه

فیلم نوشته (Hannibal)

آدم خوش‌بین اعتقاد دارد که در بهترین دنیای ممکن زندگی می‌کند. آدم بدبین می‌ترسد که این نظریه حقیقت داشته باشد.

The optimist thinks this is the best of all possible worlds. The pessimist fears it is true. (J. Robert Oppenheimer)

Hannibal: Season 3, Episode 4

۱۳۹۴ مهر ۲۳, پنجشنبه

فیلم نوشته (Tomorrowland)

کدوم آدم منطقی‌ای با دونستن اینکه "هرچیزی که تا حالا میشناختیم یا دوست داشتیم ممکنه نابود بشه"، شوکه نمیشه؟
برای نجات تمدن باید نابودی‌اش رو نشونش داد، ولی فکر می‌کنید مردم چه واکنشی نسبت به پیش‌گویی یک نابودی حتمی نشون دادند؟
اون رو بلعیدن؛ مثل یه شیرنی شکلاتی، از مرگشون نترسیدن، خودشون رو باهاش سازگار کردن، به عنوان بازی رایانه‌ای، برنامه تلویزیونی، کتاب یا فیلم ازش لذت بردند، همه‌ی دنیا با تمام وجودش آخرالزمان رو در آغوش گرفت و با بی خیالی تمام سریع و سریعتر به سمتش حرکت کرد.
در همین حال، کره‌ی زمین‌تون، داره جلوی چشمتون نابود میشه، در یک زمان دو تا مرض چاقی و قحطی گسترش پیدا میکنه، میشه این رو توضیح بدین؟
Tomorrowland, Brad Bird

۱۳۹۴ شهریور ۲۱, شنبه

۱۳۹۴ شهریور ۱۴, شنبه

فیلم نوشته (کارآگاه حقیقی)

مارتی: ميتونی تصور کنی، اگر مردم ايمان نداشتن چه‌کارهایی انجام می‌دادند؟
راستی: دقيقاً همون کارهایی که الآن می‌کنند، فقط بدون پنهان‌کاری!
مارتی: مزخرفه، ممکنه قتل و غارت رخ بدهد، خودتم ته دلت ميدونی
راستی: اگر تنها چيزي که باعث می‌شود يک آدم معقول بمونه، اُميد به پاداش الهيه؛ پس دوست من، اون فرد یک کثافته، و دوست دارم تا جايي که میتونم همشون رو رسوا کنم...

True Detective: Season 1, Episode 3

۱۳۹۴ مرداد ۹, جمعه

فیلم نوشته (The Mist)

آماندا: تو به انسانها اعتقاد داری؟
دن: نه به‌هیچوجه
آماندا: خدای من! حرفتو قبول نمی‌کنم، ذات مردم خوب و نجیبه.
دن: آره، تا زمانی که ماشین‌ها کار کنند و تو بتونی به پلیس زنگ بزنی، اما فقط کافیه همینارو ازشون بگیری، توی تاریکی رهاشون کنی و بترسونیشون... دیگه هیچ قانونی باقی نمی‌مونه

Amanda: You don't have much faith in humanity, do you?
Dan: None, whatsoever.
Amanda: I can't accept that. People are basically good; decent. My god, David, we're a civilized society.
David: Sure, as long as the machines are working and you can dial 911. But you take those things away, you throw people in the dark, you scare the shit out of them - no more rules.

The Mist, Frank Darabont (Based on Stephen King's Novel)

۱۳۹۴ تیر ۱۵, دوشنبه

فیلم نوشته (Hannibal)

تمام غصه‌ها قابل‌تحمل‌اند؛ اگر در یک داستان قرار بگیرند، یا داستانی درباره آن‌ها گفته شود.

All sorrows can be borne if you put them into a story or tell a story about them. (Karen Blixen)

Hannibal: Season 3, Episode 3

۱۳۹۴ تیر ۱۴, یکشنبه

۱۳۹۴ خرداد ۲۰, چهارشنبه

۱۳۹۳ بهمن ۵, یکشنبه

فیلم نوشته (کارآگاه حقیقی)

عمر آدم حتی اونقدر کفاف نمیکند که در یک کار ماهر بشوی.
پس حواست باشد که چه کاری را شروع می کنی...
True Detective, Season 1, Episode 3

۱۳۹۳ آذر ۲۶, چهارشنبه

فیلم نوشته (کارآگاه حقیقی)

من فکر می‌کنم وجدان انسان، یک گام اشتباه در مسیر تکامل بود. ما زیادی به خودآگاهی رسیدیم، طبیعت مفهومی را خلق کرده که از خودش مجزا بود، ما موجوداتی هستیم که طبق قانون طبیعت اصلاً نباید وجود داشته باشیم.
ما موجوداتی هستیم، برده توهم داشتن نفس، پیوستگی احساسی! جوری برنامه‌ریزی‌شده‌ایم که بهمان این باور را می‌دهد برای خودمان کسی هستم؛ 
درحالی‌که درواقع همگی هیچی نیستیم.

Detective Rustin Spencer
True Detective, Season 1, Episode 1


۱۳۹۳ مرداد ۲۱, سه‌شنبه

Robin Williams, 1951–2014

همیشه زمانی برای شجاعت وجود دارد و زمانی برای احتیاط؛ یک انسان عاقل می‌داند کی، کدام در پیش است...

جان کیتینگ، انجمن شاعران مرده؛ (رابین ویلیامز)


۱۳۹۲ بهمن ۱۵, سه‌شنبه

فیلم نوشته (خانه پوشالی)

.هم آهنگي
.درمورد دوام آوردن يا ابدي بودن نيست
درمورد صدا هاي منحصر بفرد ـه
.که به هم ميپيوندن
.براي يه لحظه
...و اون لحظه
.به اندازه يه نفس کشيدن طول ميکشه
.منم درمورد روزگارم اينجا اينطور فکر ميکنم

Harmony,
It's not about what's lasting or permanent.
It is about individual voices coming together.
For a moment.
And that moment lasts...
The length of a breath.
That's what I think about my time...


House of Cards, Season 1, Chapter 8

۱۳۹۲ آبان ۱۸, شنبه

افسانه 1900

یک پیانو را ببین، با کلیدها شروع میشه، با کلیدها تموم میشه. میدونی که فقط 88 کلید وجود داره، کسی هم غیر از این نمیگه. کلید ها بی‌پایان نیستند، این تویی که بی‌پایانی.
و با اون کلیدها، موسیقی که می توانی خلق کنی، بی‌پایان است.
این چیزیه که من باهاش میتونم یک عمر زندگی کنم

افسانه 1900، جوزپه تورناتوره

کتاب نوشته: انسان خداگونه: تاریخ مختصر آینده، یووال هراری

 یک سرباز فلج که پایش را ازدست‌داده، ترجیح می‌داد به خود بگوید "من خود را فدای شکوه جاودانی ملت ایتالیا کردم" تا اینکه بگوید ...