‏نمایش پست‌ها با برچسب سوفوکلس. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب سوفوکلس. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۷ مهر ۲۲, یکشنبه

#کتاب_نوشته: افسانه‌های تبای، #سوفوکلس

در توفان خشم بسیار تهدیدها می‌کنند که چون خِرَد فرمانروا شد به هیچ می‌انجامد.

آنچه به خطا به چنگ آید روزی هدر می‌شود.

خردمند ننگ ندارد از دیگران بیاموزد و خطایش را دریابد. لجاجت از ابلهی است نه خردمندی.

افسانه‌های تبای، سوفوکلس
The Theban Plays, Sophocles


۱۳۹۷ مهر ۱۴, شنبه

#کتاب_نوشته: افسانه‌های تبای، #سوفوکلس

زمان، زمان شکست‌ناپذیر در همه‌جا تاراج می‌کند. زندگی بی‌زمان و بی‌مرگ تنها از آن خدایان است. هر چیز دیگر نابود است. جوهر زمین غبار می‌شود.

افسانه‌های تبای، سوفوکلس
The Theban Plays, Sophocles

۱۳۹۷ مهر ۳, سه‌شنبه

#کتاب_نوشته: افسانه‌های تبای، #سوفوکلس

تن آدمی می‌میرد و مادام که پیمان‌ها می‌شکند، دروغ سر می‌کشد. همدلی دوستی با دوستی دیگر یا شهری با شهری دیگر، جاودانه نیست و دیر یا زود دگرگون می‌شود. شادی به اندوه می‌انجامد و دگربار اندوه به شادی.

افسانه‌های تبای، سوفوکلس
The Theban Plays, Sophocles

۱۳۹۷ شهریور ۲۴, شنبه

#کتاب_نوشته: افسانه‌های تبای، #سوفوکلس

چون عمری دراز بگذرد، با فزونی سال‌های بسیار، رنج به افزون و شادی به نقصان است. و به فرجام چون مرگ بی‌منادی هیچ نوایی، رقصی یا آوازی فرارسد، تا ما را آرامشی بخشد؛ رهایی همگان یکسان است.

در اعماق آرزو جوانه میزند. انسان از شعله‌هایش گرم می‌شود. و اگر کامی بردارد، از اخگرهای سوزانش، می‌سوزد.

افسانه‌های تبای، سوفوکلس
The Theban Plays, Sophocles

۱۳۹۷ شهریور ۱۳, سه‌شنبه

۱۳۹۷ شهریور ۵, دوشنبه

۱۳۹۷ مرداد ۱۳, شنبه

#کتاب_نوشته: افسانه‌های تبای، #سوفوکلس

خرد را به درجات به همگان بخشیده‌اند. کسی را نمی‌توان نکوهش کرد، مگر استوار گردد که سزاوار آن است. زمانه آموزگار این حقیقت است، زیرا تنها زمان است که می‌تواند راستان را بنماید و روزی نادرستان را برملا سازد.

افسانه‌های تبای، سوفوکلس
The Theban Plays, Sophocles

۱۳۹۷ تیر ۲۳, شنبه

#کتاب_نوشته: افسانه‌های تبای، #سوفوکلس

* انسان باید همیشه فرجام را بنگرد و هیچ‌کس را نمی‌توان سعادتمند دانست مگر آنگاه‌که قرین سعادت در گور بیارامد.

* لطف ناخواسته را پاس نمی‌دارند.

افسانه‌های تبای، سوفوکلس
The Theban Plays, Sophocles


۱۳۹۷ تیر ۱۶, شنبه

#کتاب_نوشته: افسانه‌های تبای، #سوفوکلس

پاندورا تا به زمین رسید، از کنجکاوی دیوانه‌وار و عشقی که به دانستن داشت، به اغوای آتنه الهه دانائی و خرد، درِ سبویی را که خدایان به وی هدیه داده بودند، گشود. رنج‌های هول‌انگیز از آن گریختند و زمین را فراگرفتند، تنها امید در سبو باقی ماند تا رنجی باشد در تسلای بشر.

افسانه‌های تبای، سوفوکلس
The Theban Plays, Sophocles

۱۳۹۷ تیر ۱۱, دوشنبه

#کتاب_نوشته: افسانه‌های تبای، #سوفوکلس

هر نسلی از آدمیان به نیستی می‌گراید. مردی را به من بنمایید که سعادت او از رؤیائی خوش که بیداری تلخ گونه‌ای در پی دارد، برتر باشد.

افسانه‌های تبای، سوفوکلس
The Theban Plays, Sophocles

کتاب نوشته: انسان خداگونه: تاریخ مختصر آینده، یووال هراری

 یک سرباز فلج که پایش را ازدست‌داده، ترجیح می‌داد به خود بگوید "من خود را فدای شکوه جاودانی ملت ایتالیا کردم" تا اینکه بگوید ...