۱۳۹۶ بهمن ۲۱, شنبه

#کتاب_نوشته: بید کور، زن خفته، #هاروکی_موراکامی

* زمان در مسیر خود همه‌کس را به‌طور برابر سرنگون می‌کند، درست مانند سوارکاری که آن‌قدر اسب پیرش را تازیانه می‌زند تا در جاده تلف شود. اما تازیانه‌هایی که ما دریافت می‌کنیم، درعین‌حالی که نرم هستند، ترسناک نیز می‌باشند، عده‌ای اندکی از ما حتی متوجه آن می‌شویم. (بید کور، زن خفته: داستان یک عمه بینوا)

* اگر همه ما درجه‌یک ساخته‌شده بودیم، دنیا می‌توانست چه مکان خسته‌کننده و کسالت باری باشد! (بید کور، زن خفته: گربه‌های آدم‌خوار)

بید کور، زن خفته، هاروکی موراکامی
Blind Willow, Sleeping Woman, Haruki Murakami

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

کتاب نوشته: انسان خداگونه: تاریخ مختصر آینده، یووال هراری

 یک سرباز فلج که پایش را ازدست‌داده، ترجیح می‌داد به خود بگوید "من خود را فدای شکوه جاودانی ملت ایتالیا کردم" تا اینکه بگوید ...