۱۳۹۲ تیر ۱۸, سه‌شنبه

حالا که رماندی و رمیدیم ، رمیدیم...

تا به حال شده حوصله انجام هیچ کاری را نداشته باشی؟ یا حوصله هیچ شخصی؟ حتی خودت را؟

یک همچین حالی شده‌ام.


ما چون ز دری پای کشیدیم کشیدیم
امید ز هر کس که بریدیم ، بریدیم
دل نیست کبوتر که چو برخاست نشیند
از گوشهٔ بامی که پریدیم ، پریدیم

پ.ن: شعر از وحشی بافقی

۱۳۹۲ تیر ۷, جمعه

عکاسی!

خودم را عکاس نمی دونم، حتی هنرمند هم نمی‌بینم؛
اما آن‌قدر می‌دانم که عکاسی این نیست که یک دگمه را فشار بدهی و صبر کنی که تکنولوژی کار خودش را انجام دهد. حتی معتقد نیستم که باید همه اصول عکاسی در هر عکسی رعایت شود زیرا هنر خودش به معنی شکستن ساختارها و اصل‌ها است..
اما این که یک دوربین دست بگیریم و هر چرتی عکس بگیریم و بعد یک جایی آپلود کنیم، بدون شک این ما را عکاس نمی‌کند، شاید به اون عکس در یک لحظه نگاه شود اما اندکی بعد فراموش خواهد شد...
هر عکسی باید هدفی داشته باشد، این هدف یا معرفی چیزی است یا مفهوم ویژه، عکاسی فراتر از امکانات و دوربین‌های چند میلیونی، نیاز به کمی استعداد و هنر دارد..

۱۳۹۲ تیر ۶, پنجشنبه

امیر مرزبان #1


آه ِبرخواسته از جان که به جان می آید
ساز دل خسته ی من هم به فغان می آید
شوکت و نخوت دِیر زیر و زبر خواهد شد
نفس باد صبا مشک فشان می آید .. 
نفسی کو که زمین را به هیاهو بکشد
به غزل خوانی باران و پرستو بکشد 
تا که در هِیمنه و جذبه ی یک لحظه نگار 
کار این قطعه ی شوریده به جادو بکشد

۱۳۹۲ خرداد ۸, چهارشنبه

کتاب نوشته (صد سال تنهایی، گابریل گارسیا مارکز)

انتخابات بدون حادثه برگزار شد، ساعت هشت صبح روز یکشنبه، صندوق چوبی آرا را در میدان گذاشتند. شش سرباز از آن محافظت می‌کردند. رأی دادن کاملاً آزاد بود. آئورلیانو که تقریباً تمام روز در کنار پدر زن خود ماند تا مراقب باشد کسی بیش از یک بار رأی ندهد، متوجه موضوع شد. ساعت چهار بعدازظهر با نواختن چند طبل در میدان پایان انتخابات اعلام شد و دون آپولینارمسکوته صندوق آرا را لاک و با مهر خود، ممهور کرد. همان شب هنگامی که با آئورلیانو دومینو بازی می‌کرد، به گروهبان دستور داد لاک و مهر صندوق را بشکند و آرا را بشمارد. تعداد آرای آبی رنگ و قرمز رنگ تقریباً باهم مساوی بود، ولی گروهبان فقط ده ورقه قرمز رنگ در صندوق گذاشت و بقیه را با ورقه‌های آبی رنگ پر کرد. سپس صندوق را بار دیگر لاک و مهر کرند و صبح روز بعد آن را به مرکز استان فرستادند.
آئورلیانو گفت: آزادیخواهان سر به جنگ بر می‌دارند.
دون آپولینارمسکوته حواس خود را روی قطعات دومینو متمرکز کرد و گفت: اگر این را به خاطر عوض کردن آرا در صندوق می گویی، آن‌ها جنگ نخواهند کرد، چند ورقه قرمز رنگ در صندوق گذاشتیم تا اعتراضی پیش نیاید.

صد سال تنهایی، گابریل گارسیا مارکز

۱۳۹۲ خرداد ۵, یکشنبه

۱۳۹۲ اردیبهشت ۲۱, شنبه

تکراررررررر

اوضاعی که تکرار می‌شود، شخصیت‌هایی که تکرار می‌شوند، توجیه‌هایی که تکرار می‌شوند، روزهایی که تکرار می‌شوند و عمری که تکرار نمی‌شود...

کتاب نوشته: انسان خداگونه: تاریخ مختصر آینده، یووال هراری

 یک سرباز فلج که پایش را ازدست‌داده، ترجیح می‌داد به خود بگوید "من خود را فدای شکوه جاودانی ملت ایتالیا کردم" تا اینکه بگوید ...