۱۳۹۶ بهمن ۲۱, شنبه

#کتاب_نوشته: بید کور، زن خفته، #هاروکی_موراکامی

* زمان در مسیر خود همه‌کس را به‌طور برابر سرنگون می‌کند، درست مانند سوارکاری که آن‌قدر اسب پیرش را تازیانه می‌زند تا در جاده تلف شود. اما تازیانه‌هایی که ما دریافت می‌کنیم، درعین‌حالی که نرم هستند، ترسناک نیز می‌باشند، عده‌ای اندکی از ما حتی متوجه آن می‌شویم. (بید کور، زن خفته: داستان یک عمه بینوا)

* اگر همه ما درجه‌یک ساخته‌شده بودیم، دنیا می‌توانست چه مکان خسته‌کننده و کسالت باری باشد! (بید کور، زن خفته: گربه‌های آدم‌خوار)

بید کور، زن خفته، هاروکی موراکامی
Blind Willow, Sleeping Woman, Haruki Murakami

۱۳۹۶ بهمن ۱۹, پنجشنبه

#کتاب_نوشته: پندار خدا، #ریچارد_داوکینز


* سرشت ایمان این است که مؤمن می‌تواند چیزی را بدون داشتن دلایل کافی باور کند.

* دین یک دوران، تفریح ادبی دوران بعدی است (رالف والدو امرسان)

* بعضی قهرمانان ورزشی معتقدند که خدا کمکشان می‌کند تا پیروز شوند، البته در مقابل حریفانی که به نظر نمی‌رسد استحقاق کمتری برای امدادهای غیبی داشته باشند. بعضی رانندگان معتقدند که خدا برایشان جای پارک نگه می‌دارد، البته خدا ناگزیر باید این کار را به بهای محروم کردن بقیه انجام دهد. این نوع خداباوری به نحو خجالت‌آوری شایع است.

پندار خدا، ریچارد داوکینز
The God Delusion, Richard Dawkins

۱۳۹۶ بهمن ۱۸, چهارشنبه

#کتاب_نوشته: جنگ آخرزمان، #ماریو_بارگاس_یوسا

* آدم‌ها به‌تدریج به هر چیزی عادت می‌کنند و راه‌هایی برای زیستن در کنار آن می‌اندیشند.

* کور ذهنی این آدم نمی‌گذاشت تا درک کند که آن برادران با غریزه خطاناپذیرشان تصمیم گرفتند بر دشمن مادرزاد آزادی، یعنی قدرت بشورند!

* پیش از آنکه زمان آغاز شود خداوند همه‌چیزی را آکنده بود و مکان وجود نداشت. پدر برای آفریدن عالم می‌بایست به درون خود بازگردد تا خلائی پدید آورد و این غیبت خداوند مکان را به وجود آورد و در این مکان در هفت روز ستارگان، روشنایی، آب، گیاهان و جانوران و آدمی سر برکردند، اما چندان‌که زمین به سبب بیرون رفت ذات الهی پدیدار شد، زمینه پدید آمد سلطه دشمن خداوند یعنی گناه مساعد بود!

جنگ آخرزمان، ماریو بارگاس یوسا
The War of the End of the World, Mario Vargas Llosa


۱۳۹۶ بهمن ۱۵, یکشنبه

#کتاب_نوشته: حس یک پایان، #جولین_بارنز

تاریخی که بیخ گوشمان شکل می‌گیرد باید شفاف‌ترین تاریخ باشد و بااین‌حال، بیش از هر چیز جای تردید دارد.

حس یک پایان، جولین بارنز
The Sense of an Ending, Julian Barnes

۱۳۹۶ بهمن ۱۴, شنبه

#تایپوگرافی: #هما_میر_افشار

سر بر سر سجاده، می‌خوردن پنهانی
ای بت نپرستیده، بت‌خانه چه می‌دانی
تو سنگ سیه بوسی، من چشم‌سیاهی را
مقصود یکی باشد، بیگانه چه می‌دانی

هما میر افشار

#کتاب_نوشته: بچه‌های نیمه شب، سلمان رشدی

* اگر درباره صداقت من کمی شک داری، داشته باش، یکخرده شک بد چیزی نیست، انسان‌هایی که کاملاً به خودشان مطمئن هستند کارهای وحشتناکی می‌کنند.

* از همشهریان من که از دست تپه‌های شنی خیال‌وار و شبح شاهان باستانی خلاصی نداشتند، و همچنین می‌دانستند معنی ایمانی که زیربنای شهر است "فرمان‌برداری" است، همیشه بوی بی‌رمق اطاعت و تسلیم به مشام می‌رسید.

بچه‌های نیمه شب، سلمان رشدی
Midnight's Children, Salman Rushdie

#کتاب_نوشته: پیش از سقوط، #نوآ_هالی


صندلی‌های چرمی به شکل دو به دو کنار هم قرارگرفته‌اند، گویی به شما می‌گویند اگر یک همراه داشته باشید لذت بیشتری از سفر خواهید برد.

پیش از سقوط، نوآ هالی
Before the Fall, Noah Hawley
ترجمه: سمیرا حیدری
انتشارات: کتاب کوله‌پشتی


کتاب نوشته: انسان خداگونه: تاریخ مختصر آینده، یووال هراری

 یک سرباز فلج که پایش را ازدست‌داده، ترجیح می‌داد به خود بگوید "من خود را فدای شکوه جاودانی ملت ایتالیا کردم" تا اینکه بگوید ...