۱۳۹۶ مرداد ۹, دوشنبه

#کتاب_نوشته: کالیگولا، #آلبر_کامو

* تو نمی‌دانی که آدم تنها هیچ‌وقت تنها نیست، تو نمی‌دانی که همه‌جا بار آینده و گذشته همراه ماست! آدم‌هایی که کشته‌ایم با ما هستند. تازه تا اینجا و با این‌ها کار آسان است. اما آن‌هایی که دوستشان داشته‌ایم، آن‌هایی که دوستشان نداشته‌ایم اما دوستمان داشته‌اند، پشیمانی‌ها، هوس‌ها، تلخی و شیرینی...


* مرگ دروسیلا نیست که چون صاعقه بر سر او فرود آمده است، بلکه آگاهی به مرگ، خود مرگ، هستی مرگ است. قطعیت وحشیانه حقیقتی است بسیار ساده و کاملاً روشن و کمی احمقانه.

کالیگولا، آلبر کامو
Caligula, Albert Camus

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

کتاب نوشته: انسان خداگونه: تاریخ مختصر آینده، یووال هراری

 یک سرباز فلج که پایش را ازدست‌داده، ترجیح می‌داد به خود بگوید "من خود را فدای شکوه جاودانی ملت ایتالیا کردم" تا اینکه بگوید ...