۱۳۹۵ شهریور ۹, سهشنبه
۱۳۹۵ شهریور ۸, دوشنبه
۱۳۹۵ شهریور ۲, سهشنبه
۱۳۹۵ مرداد ۳۱, یکشنبه
۱۳۹۵ مرداد ۲۷, چهارشنبه
۱۳۹۵ مرداد ۲۴, یکشنبه
کتاب نوشته: سمفونی مردگان، عباس معروفی
روی تیر چراغبرق نوشته بود به یک شریک خوشنفس احتیاج است. دم ظهری یک توکپا رفتم آنجا. گفتم منم. شریک خوشنفس، گفت سرمایه از من، کار از تو از همان روز شروع کردم و تا شب صد و چل و پنج بادکنک را باد کردم و ترکاندم. گفت چرا همچین کردهای پسر؟ گفتم همیشه با باد آخری میترکد، یادت باشد یک فوت مانده به آخر نخ ببندی.
سمفونی مردگان، عباس معروفی
Symphony of the Dead, Abbas Maroufi
۱۳۹۵ مرداد ۲۱, پنجشنبه
۱۳۹۵ مرداد ۱۸, دوشنبه
۱۳۹۵ مرداد ۱۳, چهارشنبه
اشتراک در:
نظرات (Atom)
کتاب نوشته: کشتن مرغ مقلد، هارپر لی
هرکس حق داره هر طور میخواد فکر کنه و توقع داشته باشه که دیگران هم به عقایدش احترام بگذارند. اما من قبل از اینکه با دیگران زندگی کنم، باید ...
-
عمری دگر بباید بعد از وفات ما را کاین عمر طی نمودیم اندر امیدواری دیوان اشعار (غزلیات)، سعدی
-
مائیم که اصل شادی و کان غمیم سرمایهٔ دادیم و نهاد ستمیم پستیم و بلندیم و کمالیم و کمیم آئینهٔ زنگ خورده و جام جمیم رباعیات خیام،...
-
بدون شک داستان شنگول و منگول توطئه کثیف غرب برای گمراه کردن فرزندان میهن در عنفوان کودکی و تشویق آنها به می گذاری است.. در غیر این ص...








