ما اشیاء یا افرادی که ما را شاد میکنند به کنار خود جمع میکنیم، اما بعد از گذشت مدتی، یا آنها عوض میشوند و یا ما عوض میشویم، و کمکم نه تنها شادمان نمیکنند بلکه باعث غم و اندوه میشوند. اما توهمی از امید به آینده و برگشتن اوضاع به قبل باعث میشود که ما آرامآرام این اندوه را تحمل کنیم، و در فضایی بین گذشته و آینده، در اندوه حال غرق شویم، تا زمانی که تبدیل به مردگان زندهای میشویم که تنها کار آنها گذران زمان است...
۱۳۹۲ دی ۲۴, سهشنبه
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
کتاب نوشته: کشتن مرغ مقلد، هارپر لی
هرکس حق داره هر طور میخواد فکر کنه و توقع داشته باشه که دیگران هم به عقایدش احترام بگذارند. اما من قبل از اینکه با دیگران زندگی کنم، باید ...
-
عمری دگر بباید بعد از وفات ما را کاین عمر طی نمودیم اندر امیدواری دیوان اشعار (غزلیات)، سعدی
-
مائیم که اصل شادی و کان غمیم سرمایهٔ دادیم و نهاد ستمیم پستیم و بلندیم و کمالیم و کمیم آئینهٔ زنگ خورده و جام جمیم رباعیات خیام،...
-
بدون شک داستان شنگول و منگول توطئه کثیف غرب برای گمراه کردن فرزندان میهن در عنفوان کودکی و تشویق آنها به می گذاری است.. در غیر این ص...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر