۱۳۹۰ مهر ۱۷, یکشنبه

یونس و دوستان

و چون عرصه بر یونس تنگ آمد؛ مردم نینوا را رها کرد و به سوی دریا رفت، در این هنگام ماهی بزرگی یونس را بلعید و یونس در شکم ماهی با پدر ژپتو آشنا شد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

کتاب نوشته: انسان خداگونه: تاریخ مختصر آینده، یووال هراری

 یک سرباز فلج که پایش را ازدست‌داده، ترجیح می‌داد به خود بگوید "من خود را فدای شکوه جاودانی ملت ایتالیا کردم" تا اینکه بگوید ...