۱۳۹۴ اسفند ۱, شنبه

کتاب نوشته (جستارهایی درباب عشق، آلن دو باتن)

اگر سیاست و عشق آغازی سرخوشانه داشته باشند، پایانشان معمولاً خونین می‌شود. ما باسیاست عشق محوری که به ظلم می‌گراید آشناییم، آنجا که حاکم باور دارد او منافع واقعی ملتش را بهتر می‌فهمد و منجر می‌شود به اینکه بدون تردید حکم قتل کسانی را صادر کند که با او مخالفت می‌کنند.


جستارهایی درباب عشق، آلن دو باتن
Essays in Love, Alain de Botton

۱۳۹۴ بهمن ۲۵, یکشنبه

کتاب نوشته (دختری در قطار، پائولا هاوکینز)

پیش‌ازاین چقدر زندگی برای یک آدم بی‌عقل و حسود بهتر بود. وقتی‌که نه ایمیلی بود، نه پیامک نه تلفن همراه. پیش از تمام این وسایل الکترونیک، هر خرابکاری که می‌شد ردپایی باقی نمی‌ماند.


دختری در قطار، پائولا هاوکینز
The Girl on the Train, Paula Hawkins

۱۳۹۴ بهمن ۲۱, چهارشنبه

کتاب نوشته (ماجرای عجیب سگی در شب، مارک هادون)

و این به خاطر این است که وقتی مردم به شما می‌گویند چه بکنید، معمولاً این کار گیج‌کننده است و معنی ندارد.
مثلاً، مردم اغلب می‌گویند "ساکت باش" اما نمی‌گویند تا کی ساکت باشید. یا علامتی می‌بینید که روی آن نوشته "روی چمن راه نروید" اما باید بنویسد: روی چمن دور این علامت راه نروید یا روی چمن‌های این پارک راه نروید برای اینکه چمن‌های زیادی هستند که اجازه دارید روی آن‌ها راه بروید.
در ضمن مردم تمام قوانین را زیر پا می‌گذارند. مثلاً پدر اغلب با سرعت بیش از 30 مایل در منطقه سرعت مجاز 30 مایل رانندگی می‌کند. و در کتاب مقدس آمده: "تو نخواهی کشت"، اما صلیبیون بودند، و دو جنگ جهانی و جنگ خلیج‌فارس و در همه این‌ها مسیحیان بودند که مردم را می‌کشتند.

ماجرای عجیب سگی در شب، مارک هادون
The Curious Incident of the Dog in the Night-Time, Mark Haddon

۱۳۹۴ بهمن ۱۱, یکشنبه

کتاب نوشته (دنیای قشنگ نو، آلدوس هاکسلی)

خوشنودی و خرسندی نه افسون یک نبرد جانانه با بدبختی را دارد، و نه جاذبه کشمکش با وسوسه یا سقوط مرگبار براثر هیجان و اضطراب یا شک و تردید را. خوشبختی هیچ‌چیز باشکوهی نیست.

دنیای قشنگ نو، آلدوس هاکسلی
Brave New World, Aldous Huxley

۱۳۹۴ بهمن ۸, پنجشنبه

کتاب نوشته (ناپیدا، پل استر)

با سیستم همراه شو تا آن را شکست دهی. به گمانم گفته‌ی ریاکارانه‌ای است، اما همه ناچارند غذا سر سفره ببرند و سقفی بالای سر داشته باشند.

ناپیدا، پل استر
Invisible, Paul Auster

۱۳۹۴ دی ۲۳, چهارشنبه

کتاب نوشته (سمفونی مردگان، عباس معروفی)

چه تنهایی عجیبی، پدر همیشه خیال می‌کرد آدم وقتی در حجره خودش تنها باشد، تنهاست. نمی‌دانست که تنهایی را فقط در شلوغی می‌شود حس کرد.

سمفونی مردگان، عباس معروفی
Symphony of the Dead, Abbas Maroufi

کتاب نوشته: انسان خداگونه: تاریخ مختصر آینده، یووال هراری

 یک سرباز فلج که پایش را ازدست‌داده، ترجیح می‌داد به خود بگوید "من خود را فدای شکوه جاودانی ملت ایتالیا کردم" تا اینکه بگوید ...