۱۳۹۳ اردیبهشت ۱۷, چهارشنبه

کتاب نوشته (پاییز پدرسالار، گابریل گارسیا مارکز)

آنها میکوشیدند سربازان مار را قانع کنند که مملکت، تجارت است و حس شرافت، دردسری است که حکومت ابداع کرده تا سربازها مجانی بجنگند.

پاییز پدرسالار، گابریل گارسیا مارکز

۱۳۹۳ اردیبهشت ۱, دوشنبه

کتاب نوشته (کافکا در کرانه، هاروکی موراکامی)

در زندگی هر کس جایی است که از آن بازگشتی در کار نیست. وقتی به این نقطه برسیم، تنها کاری که میتوانیم بکنیم این است که این نکته را در آرامش بپذیریم، دلیل بقای ما همین است.

کافکا در کرانه، هاروکی موراکامی

۱۳۹۳ فروردین ۲۶, سه‌شنبه

کتاب نوشته (عقاید یک دلقک، هاینریش بل)

هیچ کس در این دنیا چون در بطن موقعیت خاص انسانی دیگر قرار ندارد نمی‌تواند احساس صحیح و درستی در مورد بدی یا خوبی مسئله‌ای داشته باشد. واقعیت این است که هر فردی همواره به نوعی خارج از وضعیت و شرایط انسانی دیگر قرار دارد.

عقاید یک دلقک، هاینریش بل

۱۳۹۳ فروردین ۹, شنبه

کتاب نوشته (پاییز پدرسالار، گابریل گارسیا مارکز)

گفت عالیجناب افتخاری بالاتر از آن نیست که کسی به خاطر مملکتش بمیرد، و او لبخند زنان، با دلسوزی پاسخ داد: حماقت نکن، پسر. میهن یعنی زنده ماندن.

پاییز پدرسالار، گابریل گارسیا مارکز

۱۳۹۳ فروردین ۳, یکشنبه

کتاب نوشته (نغمه یخ و آتش: بازی تاج و تخت، جرج آر آر مارتین)

فراموش نکن چه کسی هستی، چون مطمئناً دنیا فراموش نمیکنه، اونو نقطه‎ی قوت خودت بکن. اون وقت نمیتونه عامل ضعف تو باشه. اونو مثل زره بپوش تا نشه برای صدمه زدن به تو ازش استفاده کرد.

نغمه یخ و آتش: بازی تاج و تخت، جرج آر آر مارتین

کتاب نوشته: انسان خداگونه: تاریخ مختصر آینده، یووال هراری

 یک سرباز فلج که پایش را ازدست‌داده، ترجیح می‌داد به خود بگوید "من خود را فدای شکوه جاودانی ملت ایتالیا کردم" تا اینکه بگوید ...