۱۳۹۱ خرداد ۲۳, سه‌شنبه

کتاب نوشته (گوشه نشینان آلتونا، ژان پل سارتر)


کسی که همه کارها را نکند هیچ کاری نکرده است: من هیچ کاری نکره‌ام، و کسی که هیچ کاری نکند هیچ‌کسی نیست..


گوشه‌نشینان آلتونا، ژان پل سارتر

۱۳۹۱ خرداد ۱۷, چهارشنبه

وسعت آزادی

وسعت آزادی هرکس به اندازه طول زنجیری ست که به پای او بسته است.

تا حرکتی نکنید از طول زنجیر باخبر نخواهید شد...

۱۳۹۱ اردیبهشت ۲۷, چهارشنبه

روزگار

ما آن چیزی هستیم که هستیم، نه آن چیزی که داریم
و آن چیزی خواهیم شد که داریم، نه آن چیزی که هستیم

۱۳۹۱ فروردین ۱۹, شنبه

کتاب نوشته (گوشه نشینان آلتونا، ژان پل سارتر)


- به دو وسیله می‌شود ملتی را نابود کرد: یا او را دربست محکوم کنی و یا وادارش کنی تا روسایی را که برای خود انتخاب کرده است نفی کند. دومی از اولی بدتر است.
- من کسی را نفی نمی‌کنم، آن‌ها رؤسای من نیستند، خودشان را به من تحمیل کرده‌اند.
- وتو آن‌ها را تحمل کردی.

گوشه‌نشینان آلتونا، ژان پل سارتر

۱۳۹۰ اسفند ۲۹, دوشنبه

روحش آزاد

تو مملکتی زندگی می‌کنیم که وقتی علی دایی تصادف می‌کنه ۱۰ دقیقه بعد عالم و آدم تو اخبار رادیو و تلویزیون با خبر می‌شن، اما وقتی اسطوره‌ای مثل ذوالفنون می‌میره، مردم تازه می‌پرسن مگه طرف کی بود؟
یعنی در این حد به فرهنگ و هنر مملکت افتخار می‌کنم

۱۳۹۰ اسفند ۱۶, سه‌شنبه

۱۳۹۰ بهمن ۹, یکشنبه

کتاب نوشته (شهریار، نیکولو ماکیاولی)

کدامین بهتر است! ترس از پادشاه یا دوست داشتن وی!؟

اگر می‌باید یکی از آن دو را برگزید همان بِه که بیشتر بترسند تا دوست بدارند.زیرا در باب آدمیان، روی هم می‌توان گفت که ناسپاسند و زبان باز و فریبکار و ترسو و سودجو. و سرسپرده تواند تا زمانی که سودی به ایشان رسد؛ آن روزی که خطری  در میان باشد روی از تو بر می‌تابند؛ پادشاهی که تنها به نوید های ایشان دل خوش کرده و اندیشه در کار خویش نکند، سرنوشتی جز نابودی ندارد.

شهریار، نیکولو ماکیاولی

کتاب نوشته: انسان خداگونه: تاریخ مختصر آینده، یووال هراری

 یک سرباز فلج که پایش را ازدست‌داده، ترجیح می‌داد به خود بگوید "من خود را فدای شکوه جاودانی ملت ایتالیا کردم" تا اینکه بگوید ...