۱۳۹۰ اسفند ۲۹, دوشنبه

روحش آزاد

تو مملکتی زندگی می‌کنیم که وقتی علی دایی تصادف می‌کنه ۱۰ دقیقه بعد عالم و آدم تو اخبار رادیو و تلویزیون با خبر می‌شن، اما وقتی اسطوره‌ای مثل ذوالفنون می‌میره، مردم تازه می‌پرسن مگه طرف کی بود؟
یعنی در این حد به فرهنگ و هنر مملکت افتخار می‌کنم

۱۳۹۰ اسفند ۱۶, سه‌شنبه

۱۳۹۰ بهمن ۹, یکشنبه

کتاب نوشته (شهریار، نیکولو ماکیاولی)

کدامین بهتر است! ترس از پادشاه یا دوست داشتن وی!؟

اگر می‌باید یکی از آن دو را برگزید همان بِه که بیشتر بترسند تا دوست بدارند.زیرا در باب آدمیان، روی هم می‌توان گفت که ناسپاسند و زبان باز و فریبکار و ترسو و سودجو. و سرسپرده تواند تا زمانی که سودی به ایشان رسد؛ آن روزی که خطری  در میان باشد روی از تو بر می‌تابند؛ پادشاهی که تنها به نوید های ایشان دل خوش کرده و اندیشه در کار خویش نکند، سرنوشتی جز نابودی ندارد.

شهریار، نیکولو ماکیاولی

۱۳۹۰ دی ۱۳, سه‌شنبه

۱۳۹۰ دی ۲, جمعه

کتاب نوشته (شهریار، نیکولو ماکیاولی)

پادشاهی که ناگزیر  شود دست به خون کسی زند، می‌باید وجهی شایسته و دلیلی روشن داشته باشد؛ اما مهم‌تر از آن به مال و دارایی وی نباید دست درازی کند. زیرا:
مردم مرگ پدر را زود تر فراموش می‌کنند تا از دست رفتن میراث پدری

شهریار، نیکولو ماکیاولی

۱۳۹۰ آذر ۹, چهارشنبه

کتاب نوشته (شهریار، نیکولو ماکیاولی)

نامدار بودن به بخشندگی نیک است، لیک اگر بخشندگی به شیوه شایسته باشد، کسی را از آن خبر نخواهد شد و تو را از بدنامی خلاف آن در امان نخواهد داشت. اما اگر بخواهی در میان مردم به بخشندگی نامدار شوی, باید از نمایش آن هیچ فروگذار نکنی.

شهریار، نیکولو ماکیاولی

کتاب نوشته: انسان خداگونه: تاریخ مختصر آینده، یووال هراری

 یک سرباز فلج که پایش را ازدست‌داده، ترجیح می‌داد به خود بگوید "من خود را فدای شکوه جاودانی ملت ایتالیا کردم" تا اینکه بگوید ...