۱۳۹۶ آذر ۲۸, سه‌شنبه

#کتاب_نوشته: حس یک پایان، #جولین_بارنز

جایی خوانده بودم اگر می‌خواهید مردم به آنچه می‌گویید توجه کنند، صدایتان را بلند نکنید، بلکه آرام حرف بزنید.

حس یک پایان، جولین بارنز
The Sense of an Ending, Julian Barnes

۱۳۹۶ آذر ۲۶, یکشنبه

#کتاب_نوشته: کاپا، #ریونوسوکه_آکوتاگاوا

عاقلانه‌ترین شیوه زندگی این است که بتوانی از آداب‌ورسوم عصر خود بیزار باشی اما به‌گونه‌ای عمل کنی که از بی‌حرمتی نسبت به آنها بپرهیزی.

کاپا، ریونوسوکه آکوتاگاوا
Kappa, Ryūnosuke Akutagawa

۱۳۹۶ آذر ۲۵, شنبه

#کتاب_نوشته: قانون زندگی، #جک_لندن

خوب چه اهمیتی دارد؟ فوقش چند سال دیگر هم سیر یا گرسنه به سر می‌برند، و بالاخره مرگ که از همه آنها گرسنه‌تر است یقه‌شان را می‌گرید.

قانون زندگی، جک لندن
The Law of Life, Jack London

۱۳۹۶ آذر ۲۳, پنجشنبه

#کتاب_نوشته: جنگ آخرزمان، #ماریو_بارگاس_یوسا

این کلمه وطن یک روز از بین می‌رود. آن‌وقت مردم به پشت سرشان، با ما نگاه می‌کنند که خودمان را توی مرزها حبس کرده بودیم و سر چند تا خط روی نقشه همدیگر را می‌کشتیم، بعد می‌گویند این‌ها عجب احمق‌هایی بوده‌اند.

جنگ آخرزمان، ماریو بارگاس یوسا
The War of the End of the World, Mario Vargas Llosa

۱۳۹۶ آذر ۲۲, چهارشنبه

#کتاب_نوشته: تسلی بخشی‌های فلسفه، #آلن_دوباتن

* کتاب‌فروشی‌ها ارزشمندترین مقصد افراد تنها است. گواه این امر تعداد کتاب‌هایی است که علت نگارش آن‌ها این بوده که نویسندگانشان کسی را برای حرف زدن پیدا نکرده‌اند.

* هر اثر دشواری مارا ناچار می‌سازد از یک‌سو، نویسنده را به دلیل عدم شفافیت نالایق بشماریم و از سوی دیگر، خودمان را به دلیل عدم درک مطلب، احمق به‌حساب آوریم. "مونتنی" مارا تشویق می‌کند نویسنده را مقصر بشماریم. سبک نوشتاری فهم ناشدنی به‌احتمال‌زیاد بیشتر نتیجه تنبلی است تا هوشمندی، آنچه به‌آسانی خوانده می‌شود به‌ندرت به‌آسانی نوشته می‌شود.

تسلی بخشی‌های فلسفه، آلن دوباتن
The Consolations of Philosophy, Alain de Botton

۱۳۹۶ آذر ۲۱, سه‌شنبه

#کتاب_نوشته: سرزمین گوجه‌های سبز، #هرتا_مولر

* قفل چمدان، دروغی بیش نبود. در مملکت همان‌قدر کلید مشابه وجود داشت که کارگران همسان. هر کلیدی یک دروغ بود.

* همیشه به بند کشیدن بود، نه از بند رهانیدن، چراکه سالیان آزگار طول کشید تا "از بند رهانیدن" به کلام درآمد.

* آن‌کسی که عشق می‌ورزد و جدایی می‌جوید، بر آن است که به هیبت ما درآید.

سرزمین گوجه‌های سبز، هرتا مولر
The Land of Green Plums, Herta Müller

۱۳۹۶ آذر ۲۰, دوشنبه

#کتاب_نوشته: بید کور، زن خفته، #هاروکی_موراکامی

احساس می‌کردم مانند یک صندلی دندانپزشکی شده‌ام. هیچ‌کس از آن متنفر نیست، اما همه از آن اجتناب می‌کنند.

بید کور، زن خفته: داستان یک عمه بینوا، هاروکی موراکامی
Blind Willow, Sleeping Woman, Haruki Murakami

کتاب نوشته: انسان خداگونه: تاریخ مختصر آینده، یووال هراری

 یک سرباز فلج که پایش را ازدست‌داده، ترجیح می‌داد به خود بگوید "من خود را فدای شکوه جاودانی ملت ایتالیا کردم" تا اینکه بگوید ...