۱۳۹۵ آذر ۲۲, دوشنبه

کتاب نوشته: سلاخ خانه شماره پنج، کورد ونگارد

-چرا من؟
-این سؤال خیلی زمینی است آقای پیلگریم، چرا تو؟ اگر این‌طور است خوب چرا ما؟ یا چرا هر چیز دیگری، این لحظه به‌سادگی وجود دارد، تابه‌حال حشره‌ای را دیده‌ای که در کهربا گیرکرده باشد، خوب، ما هم همین‌طوریم، در کهربای لحظه‌ها اسیرشده‌ایم و راه گریزی هم وجود ندارد.

سلاخ خانه شماره پنج، کرت وانه‌گت
Slaughterhouse-Five, Kurt Vonnegut

۱۳۹۵ آذر ۱۸, پنجشنبه

کتاب نوشته: تسلی بخشی‌های فلسفه، آلن دو باتن

ممکن است دیگران اشتباه کنند، حتی وقتی در مناصب مهمی هستند، حتی وقتی از عقایدی دفاع می‌کنند که قرن‌ها موردقبول اکثریتی عظیم بوده است. و دلیل این امر ساده است، آن‌ها عقاید خود را به‌طور منطقی بررسی نکرده‌اند.

تسلی بخشی‌های فلسفه، آلن دو باتن
The Consolations of Philosophy, Alain de Botton

۱۳۹۵ آذر ۱۷, چهارشنبه

کتاب نوشته: همنوایی شبانه ارکستر چوبها، رضا قاسمی

حس شهادت‌طلبی و مظلومیت که مشخصه‌ای کاملاً ایرانی است، هیچ‌گاه در طول تاریخ اجازه نداده است تا مسائلی که با یک سیلی حل می‌شود به‌موقع رفع‌ورجوع کنیم، گذاشته‌ایم تا وقتی‌که با کشت و کشتار هم حل نمی‌شود، خونمان به جوش آید و همه‌چیز را به آتش بکشیم و هیچ‌چیزی را هم حل نکنیم.

همنوایی شبانه ارکستر چوبها، رضا قاسمی
The Nocturnal Harmony of Wood Orchestra, Reza Ghassemi

۱۳۹۵ آذر ۷, یکشنبه

۱۳۹۵ آذر ۴, پنجشنبه

۱۳۹۵ آبان ۱۸, سه‌شنبه

کتاب نوشته: هرگز رهایم مکن، کازوئو ایشی‌گورو

بازارها یک تأثیر ظریف‌تر نیز بر ما داشتند. اگر خوب فکرش را بکنید، می‌بینید وقتی برای تولید چیزهایی که ممکن بود جزو گنجینه شما باشند به همدیگر وابسته شده‌اید، در روابطتان نیز تغییراتی ایجاد خواهد شد.

هرگز رهایم مکن، کازوئو ایشی‌گورو
Kazuo Ishiguro, Never Let Me Go

۱۳۹۵ آبان ۱۷, دوشنبه

کتاب نوشته: هرگز رهایم مکن، کازوئو ایشی‌گورو

گاهی چنان در خود فرومی‌روم که اگر به‌طور ناگهانی به فردی بربخورم که می‌شناسم، چند لحظه طول می‌کشد تا خود را در زمان و فضای حال پیدا کنم.

هرگز رهایم مکن، کازوئو ایشی‌گورو
Kazuo Ishiguro, Never Let Me Go

کتاب نوشته: انسان خداگونه: تاریخ مختصر آینده، یووال هراری

 یک سرباز فلج که پایش را ازدست‌داده، ترجیح می‌داد به خود بگوید "من خود را فدای شکوه جاودانی ملت ایتالیا کردم" تا اینکه بگوید ...