۱۳۹۱ آذر ۲۷, دوشنبه

ژان پل سارتر II

انسان نمی‌تواند به دنیا نیاید از آن رو که به دنیا آمده است، نمی‌تواند نداد که می‌میرد، نمی‌تواند در هر لحظه راه خود را انتخاب نکند، زیرا که انتخاب نکردن هم خود نوعی انتخاب است، و بنابراین نمی‌تواند در هر لحظه انسان را ابداع نکند، نمی‌تواند با دیگران نباشد، حتی اگر از آن‌ها کناره بگیرد.
این جبرها برای همه افراد بشر، در هر زمان و هر مکان یکسان است.

ژان پل سارتر

کتاب نوشته: کشتن مرغ مقلد، هارپر لی

 هرکس حق داره هر طور می‌خواد فکر کنه و توقع داشته باشه که دیگران هم به عقایدش احترام بگذارند. اما من قبل از اینکه با دیگران زندگی کنم، باید ...